چرا برجام و توتال آری ، سند ۲۰۳۰ نه؟

پس از تصویب و اجرای برجام‌ در ایران، امضای قرار داد توتال برای توسعه صنعت نفت ایران ، دومین اتفاق سیاسی – اقتصادی است که تحلیل آن و توجیه برخوردها با آن، چندان ساده نیست. بسیاری از کسانی که به نحوی سخنگوی رهبر تلقی می شوند با هر دو قرارداد مخالفت کردند. رهبر هم که در بیست و هشت سال دوران رهبری ، بارها حرکات نمایشی از خود بروز داده درخصوص برجام ، به صورت علنی ، به نقش آفرینی نمایشی دست زده است . البته برای تخطئه توتال ، هنوز موضعی علنی توسط علی خامنه ای ابراز نشده اما در فاصله تصویب برجام‌تا امضای قرار داد توتال، او بارها دولت روحانی را به خاطر مراودات جدید اقتصادی در خارج از مرزها ، مورد طعنه قرار داده است. در عین‌حال، برجام‌ در” دلواپس ترین دوره مجلس” به تصویب رسید و تلاش نسل جدید دلواپسان در مجلس دهم برای متوقف ساختن قرار داد توتال ، با شکست زودهنگام مواجه شد. این در حالی است که در فاصله میان آن دو ” قرار دادِ دلواپسی برانگیز” یک‌قرار داد دیگر بین المللی که به تصویب دولت رسیده بود با فشار رهبر جمهوری اسلامی لغو شد.

در تلگرام بخوانید

راستی کدام تفاوت ماهوی ، باعث سرانجام متفاوت برای این سه قرار داد بین‌المللی شد؟ چگونه است که مخالفت کاملا شعاری رهبر با سند دوهزار و سی یونسکو، نهایتا لغو مصوبه را به دنبال داشت اما درشت گویی های مکرر او علیه برجام، تا کنون خللی بر آن وارد نکرده است؟ همچنین ، چطور می توان شاهد اتحاد برخی ائمه جمعه نزدیک به رهبر و حملات شدید ایشان علیه قرار داد توتال بود و از حمایت مجلس و رئیس آن از توتال ، تعجب نکرد؟ در موضوع برجام نیز ، پرسش،مشابه وجود دارد : چرا سید حسن‌نصراله به حمایت تمام قد از آن برخاست در حالی که هم پالکی های داخلی او، صراحتا از بی غیرتی و خود فروختگی” امضا کنندگان برجام‌” سخن می گویند. چه سری است که بشار اسد ، توافق هسته ای را ” نقطه عطف در تاریخ خاورمیانه ” می داند و سپاهیانی که ادامه حکومت اسد ، مدیون ادمکشی های آنها در سوریه است ، بدترین قضاوت های ظاهری را علیه برجام دارند ؟

برای رفع ابهامی که در بالا به آن اشاره شد باید به نیازمندی های متنوع رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد. مهم ترین نیازمندی او، روحی و روانی است. او در تمام دوران رهبری ، نشان داده که به شدت محتاج ” امر و نهی” است و از اینکه عده ای با استناد به نظرات او ، دیگران را تحقیر و توهین کنند لذت می برد. رفع این نیاز غالبا از طریق تهدید و تحقیر منتقدان و مخالفان بی دفاع در داخل کشور محقق می شود.‌ درشت گویی در عرصه بین المللی از دیگر نیازمندی های روحی خامنه ای است که البته عمدتا پرگویی های او تنها در حد کلام‌باقی می ماند .

نکته ای که اکنون اغلب تحلیل گران بر آن اتفاق نظر دارند اینست که اولا بسیاری از اظهار نظرهای خامنه ای تنها برای مصارف داخلی است. .ثانیا میان‌شالتاق های تریبونی او و تصمیمات نهایی نظام ، تفاوت های بسیار وجود دارد که البته او معمولا از صداقت لازم برای پذیرش مسئولیت در بسیاری از امور ، برخوردار نمی باشد. علاوه بر نیاز روحی و روانی ، برخی نیازمندی ها برای تداوم حاکمیت نیز در خلق شرایطی که به آن اشاره شد اثرگذار بوده و هست. رفتار علی خامنه ای در یک دهه گذشته به وضوح نشان‌می دهد او به جای اقتدار سازی از طریق کسب رضایت اکثریت مردم ، از یک سو به دنبال فربه کردن و تقویت گروههای فشار در داخل است و از سوی دیگر جلب رضایت دو قدرت بلوک شرق- روسیه و چین – را وجهه همت خویش قرار داده است. وی همچنین با تحمیل هزینه های گزاف بر ملت ایران ، دخالت های علنی در سایر کشورها را آغاز کرده تا رقبا و مخالفان خارجی خود را صدها کیلومتر دور از مرزهای جغرافیایی ایران ، زمین‌گیر کند. البته اگر عوامل اقتدار حکومتی خامنه ای با منافع ملی ایرانیان در یک راستا قرار داشت ، پرداخت هزینه برای انتقال آوردگاه به منطقه ای ّدور تر از مرزهای جغرافیایی ، بلامانع بلکه لازم‌بود. اما چه کسی است که نداند اقدامات تحریک آمیز خامنه ای در خارج از مرزها ، دستاوردی جز هزینه برای ملت ایران ندارد.

با عنایت به موارد فوق ، تحلیل رفتار پشت پرده خامنه ای و تناقض آن با درشت گویی های تریبونی او قابل درک خواهد بود. او برای راضی نگهداشتن و حفظ روحیه چماقداران خود در داخل، چاره ای جز فریاد زدن های تو خالی ندارد. علی خامنه ای به خوبی می داند طرف های خارجی ، به ” کوتاه آمدن ” ها یا توافقات پشت میز مذاکره توجه می کنند نه سخنان شعار گونه ای که برای ارضای شهوت ” تملق خواهی ” رهبر و زنده نگهداشتن چماقداران او مطرح می شود. از سوی دیگر، رهبر برای حفظ متحدان خارجی خود نیاز به در امدهای نفتی و دسترسی آسان به آن در آمدها دارد .پس هر اتفاق، قطعنامه بین المللی یا تصمیم یکطرفه برخی کشورها که دسترسی او به دلار های نفتی را دچاراخلال کند برای رهبر ،غیر قابل تحمل است. لذا رهبر گاه ناچار می شود ضمن همراهی عملی با مقامات دولتی برای اجرای توافقات بین المللی ، با افراطیون سرکوبگر داخلی در حملات کلامی به دولت همزبانی کند.

اینکه برجام طی یک‌بررسی بیست دقیقه ای در “دلواپس ترین دوره مجلس ” به تصویب رسید و تلاش هماهنگ‌دلواپسان‌ باقیمانده در مجلس و حملات پرحجم ائمه جمعه و سایر سخنگویان رهبر نتوانست مانعی بر سر راه حضور توتال در ایران قرار دهد ناشی از همین دوگانگی هایی است که رهبر با آنها مواجه است. او به رفع تحریم‌ها و ایجاد درآمدهای اضافی نیازدارد که رفع تحریم در گرو تصویب برجام بود و ” دلار سازی ” برای تامین هزینه شهوات سیاسی رهبر ، مستلزم انعقاد قرار داد هایی همچون توتال. او در عین حال به حضور عناصر تندرو در جبهه داخلی محتاج است که برای حفظ نشاط‌آنان ، راهی جز خط دهی رهبر برای عربده کشی های ظاهرا انقلابی توسط سخنگویان رسمی و غیررسمی او وجود ندارد . رهبر و برخی نزدیکان وی مایلند فرصت ” دبه ” های بعدی و طرح ادعا علیه تصمیمات دولت را برای خود محفوظ نگه دارند لذا ضمن همراهی پشت پرده با تصمیمات سرنوشت ساز ، در تریبون ها ساز‌مخالف می زنند و آنگاه ادعا می کنند ” رهبر بنای دخالت در حوزه اختیارات قوای قانونی کشور را ندارد”.

این ادعا با یک اتفاق اخیر، اعتبار خود را کاملا از دست داد. دولت روحانی در. سال گذشته با طی مراحل قانونی، سند آموزشی یونسکو – سند دوهزار و سی – را تصویب کرد و حتی نسخه ای از این‌تصویب نامه در آذرماه سال گذشته برای دفتر رهبر ارسال شد .شش ماه پس از طی این مراحل ، رهبر جمهوری اسلامی ، ناگهان پرچمدار مخالفت با این سند شد. حسن روحانی ابتدا تلاش کرد در برابر مخالفت ها بابستد و حتی یک بار ادعا کرد که ” اطلاعات نادرست به رهبر داده شده است “. اما رهبر تصمیم‌خود را گرفته بود و نهایتا دولت ناچار به لغو مصوبه شد.راستی تفاوت برجام و توتال با سند یونسکو چه بود که این یکی با فشار رهبر لغو شد و دو تای دیگر علیرغم حجم‌سنگین مخالفت ها، در حال اجرا و پیگیری است ؟ پاسخ ، بسیار واضح است . لغو سند یونسکو، هیچ زیانی متوجه رهبر و هم پیمانان داخلی و خارجی او نمی کند بلکه می تواند سوژهدای برای زنده نگهداشتن برخی تنروها و گردنکشی آنان در برابر دولت باشد . در حالی که توقف اجرای برجام‌، می تواند به بازگشت تحریم ها و صعوبت تامین‌مالی برنامه های رهبر در داخل و خارج از کشور منجر شود.‌در غیاب قراردادهایی مانند توتال نیز خطر کاهش روز افزون درآمدهای نفتی وجود دارد در حالی که بلند پروازی های منطقه ای و جهانی نظام ، نیازمند حفظ بلکه افزایش در آمدهای نفتی است.

توجه به نکات مندرج در این مقاله موجب یک حسرت و یک عبرت است. نگارنده از ابتدای استقرار دولت روحانی ، بر این نکته پافشاری کرد که رهبر جمهوری اسلامی در موضوع هسته ای هیچ چاره ای جز توافق با قدرت های خارجی ندارد ولازم نیست روحانی برای جلب همراهی رهبر ، در سایر عرصه ها مماشات یا عقب نشینی داشته باشد. اما متاسفانه رفتار روحانی در سه سال اول ریاست جمهوری موجب از دست رفتن فرصت های بسیار و تجری اطرافیان رهبر شد. این حسرت البته می تواند عبرتی برای رفتار آینده اعتدالی ها و تصلاح طلبان باشد البته اگر اهل عبرتی وجود داشته باشد.

در تلگرام بخوانید

#2030 #مجتبیواحدی #توتال #حسنروحانی #دیدگاهنو #خامنهای #قراردادهایخارجی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon