چرا بشاراسد نمی‌تواند بخشی از راه‌حل باشد؟

شرح عکس ـ دیواری در سوریه: «اگر [بجای خون] نفت از کودکان سوریه می‌چکید، دنیا فورا دخالت می‌کرد»

مهدی جلالی تهرانی

کارشناس امنیت بین الملل

منطقا کسی که خود بخشی از مشکل باشد نمی‌تواند بخشی از راه‌حل باشد. بشار اسد نه تنها نتوانسته به عنوان رئیس‌جمهور امنیت شهروندان سوریه را حفظ کند، بلکه خود در یک طرف جنگ داخلی قرار گرفته، و شهروندان سوری را کشته است. وی با سوءاستفاده از قدرت خود، ارتش و نیروی هوایی را در کشتن حداقل صدهزارنفر از مردم سوریه بکار گرفته‌است.  اگرچه گروه‌های مخالف حکومت دمشق به مراتب خشن‌تر و خطرناک‌تر هستند، اما این ویژگی، مسئولیت رئیس‌جمهور را نسبت به حفظ جان شهروندان کشورش تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد.  او از میان طرف‌های درگیر در سوریه، تنها کسی است که مسئولیت رسمی دارد.  طبعا غیرقابل قبول است که او بتواند در آینده‌ی سوریه نقش رسمی خود را حفظ کند.  اسد با توجه به قوانین حقوقی بین‌المللی یک جنایت‌کار جنگی است، و بیشترین مسئولیت را در بوجود آمدن وضعیت فعلی به دوش می‌کشد.  به ویژه این که بشاراسد خود آغازکننده‌ی فاجعه‌ بود.  او در واکنش به اعتراضات مردم سوریه همزمان با مردم چند کشور دیگر عرب منطقه، بجای پاسخ به اعتراضات، به کشتار معترضان پرداخت و از همان ابتدای کار شهروندان عادی معترض را تروریست نامید.  بشاراسد خود به وجود آورنده‌ی مشکل سوریه است.  از آن پس نیز نه تنها به حل آن کمکی نکرد، بلکه باعث افزایش بحران شد.

بشاراسد بزرگترین متهم در پرونده‌ی سوریه است.  در میان صف متهمان جنایت‌های سوریه، اسد تنها کسی است که می‌توانید با اطمینان بگویید او جنایتکار است. این دلیل کفایت می‌کند تا بشاراسد از جهت قانونی و حقوقی نتواند بخشی از راه‌حل باشد.  اما جمهوری اسلامی این واقعیت را انکار می‌کند و بجای آن از تکنیک ترس‌افکنی بهره می‌برد. آقای ظریف استدلال می‌کند که برای تضعیف داعش در سوریه باید اسد را تقویت کرد.

وقتی دیپلماسی دولت آقای روحانی را می‌شکافید، با روایتی روبرو می‌شوید که برای‌تان بسیار آشناست:  انتخاب میان بد و بدتر.  همان علت وجودی خود دولت.  این تحقیر سیستمیک آن‌چنان در افکار ما نهادینه شده که خیال می‌کنیم تمام دنیا نیز از این قاعده پیروی می‌کند.  دیپلماسی دولت البته به انتخاب میان بد و بدتر بسنده نمی‌کند.  تفکر دیگری نیز روی آن سوار است که آن را سیاه‌تر و بلاانگیزتر می‌کند.  آن تفکر دکترین «موازنه‌ی قدرت» است.  دکترین موازنه‌ی قدرت که پایه‌ی فلسفه‌ی واقع‌گرایان در سیاست خارجی است، به ریشه‌های اجتماعی یک پدیده‌ی سیاسی کاری ندارد.  در پی علاج نیست.  فقط به قدرت سخت کار دارد.  می‌گوید باید در برابر قدرت سخت، قدرت سخت‌ بزرگ‌تری بکار گرفت. هیولایی در برابر هیولایی ساخت.

تناقض دیپلماسی دولت وقتی معلوم می‌شود که در مسئله‌ی داعش کاربرد قدرت سخت را تنها راه چاره می‌داند اما تمام کشورهای منطقه و غرب را موعظه می‌کند که از استفاده از قدرت سخت بپرهیزند.  در جنگ داخلی یمن که موقعیتی برعکس عراق و سوریه دارد، جمهوری اسلامی از ریشه‌یابی تبعیض علیه حوثی‌ها حرف می‌زند و کاربرد قدرت سخت را محکوم می‌کند.

 بشاراسد بزرگترین متهم در پرونده‌ی سوریه است. در میان صف متهمان جنایت‌های سوریه، اسد تنها کسی است که می‌توانید با اطمینان بگویید او جنایتکار است. این دلیل کفایت می‌کند تا بشاراسد از جهت قانونی و حقوقی نتواند بخشی از راه‌حل باشد.  اما جمهوری اسلامی این واقعیت را انکار می‌کند و بجای آن از تکنیک ترس‌افکنی بهره می‌برد. آقای ظریف استدلال می‌کند که برای تضعیف داعش در سوریه باید اسد را تقویت کرد.

اگر روایت جمهوری اسلامی از بحران یمن را موجه بدانیم، منطقا به این نتیجه می‌رسیم که در سوریه نیز باید ریشه‌های بوجود آمدن داعش را در استبداد و تبعیض حکومت دمشق نسبت به شهروندان سوری بجوییم.  بنابراین تقویت بشاراسد باعث تضعیف داعش نخواهد شد، برعکس، باعث گسترش بحران و تداوم جنگ داخلی خواهد شد.

جمهوری اسلامی در حقیقت از عدم مسئولیت‌پذیری کشورهای غربی در حل بحران سوریه استفاده می‌کند.  آمریکا و انگلستان اگرچه در این روزها حملات منظم‌تر و گسترده‌تری را علیه داعش در سوریه آغاز کرده‌اند، اما نمی‌توانند برای آینده‌ی سوریه طرح آلترناتیو ارایه کنند.  طرح مذاکرات صلح بدون شخص بشاراسد طرح خوبی است.  در واقع تنها طرح حل بحران است.  بخاطر این که اولا ساختار حکومتی سوریه متلاشی نمی‌شود. دوم این که اقلیت علوی، دروزی و مسیحی می‌توانند تضمینی برای نمایندگی سیاسی خود در نظام سیاسی آینده‌ی سوریه داشته باشند.  منتها، لازمه‌ی تفکیک شخص اسد از حکومت سوریه این است که نیروهای سیاسی و نظامی حکومت به غرب اعتماد کنند و حاضر باشند سر رفتن اسد توافق کنند.  اما آنان اعتمادی به غرب ندارند.  بنابراین اگر غرب بخواهد طرح صلح بدون اسد را پیش ببرد، باید نسبت به ضمانت اجرای آن نیز مسئولیت بعهده بگیرد.

طرح صلح بدون اسد، تنها راه‌حل بحران سوریه است.  هم به دلیلی که در ابتدای نوشته آمد و هم به دلیلی بسیار محکم‌تر و روشن‌تر که این جا در انتها به آن اشاره می‌شود.  خانواده‌ای سوری را مجسم کنید که عزیزان خود را در حملات هوایی ارتش سوریه و توسط بمب‌های بشکه‌ای از دست داده و یا حداقل بی‌خانمان شده‌است.  هیچ انسانی نمی‌تواند خود را جای آن خانواده بگذارد و بپذیرد که در قاتل عزیزانش کماکان در آینده‌ در سوریه حکومت کند.  می‌توانید مطمئن باشید که چندین میلیون سوری مستقیما از شخص بشاراسد آسیب دیده و او را هرگز نخواهند بخشید. بی‌عدالتی تا به این حد آشکار و در این حد گسترده، ثبات سیاسی را حتما بهم خواهد زد.

#ظریف #حقوقبشر #حسنروحانی #دیدگاهنو #مهدیجلالیتهرانی #جنگ #جوادظریف

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon