چرا ترامپ برد؟

کوروش صحتی – انتخابات این دوره ریاست جمهوری آمریکا ازعجیب ترین انتخابات تاریخ آمریکا بود. از رسیدن هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، دو نامزد انتخاباتی از دوحزب عمده سیاسی ایالات متحده به مرحله نهایی که به دلیل اظهارات یا سابقه وعملکرد گذشته شان با عدم محبوبیت عجیبی روبرو بودند و درنهایت پیروزی نامزدی که از ابتدا کسی شانس چندانی برای پیروزی اش درنظر نگرفته بود. پیروزی دونالد ترامپ ، نامزد جهوری خواهان با ادبیات ضد زنان ، مسلمانان و مهاجران خود آمریکا را با دوره ای جدید روبرو کرده است.

درواقع پیروزی او یک نتیجه تاسف آور برای ارزشهای جهانی نه تنها برای آمریکا بلکه برای کل جهان است. پیام این انتخابات این بود که بخش عمده ای از آمریکاییها به تبعیض قومی و نژادی ، بی اعتنایی به آزادی مذهبی و بی احترامی به زنان رای دادند. البته دردوره اخیرانتخابات آمریکا تنها ۵۳ درصد واجدان شرایط در انتخابات شرکت کردند. درانتخابات دوره پیشین نیزاین میزان حدود ۵۴ درصد بود که براساس اعلام موسسه پو آمریکا در رتبه ۳۱ میزان مشارکت در انتخابات در میان ۳۴ کشورصنعتی جهان قرار داشته است. اما چرا درکشوری که از بنیانگذاران دموکراسی مدرن است پدیده ای بنام ترامپیسم ظهور می کند.

میل به تغییر وضدیت با ساختار قدرت حاکم

آمریکاییها نشان داده اند که معمولا دل خوشی از کسانی که سالها در عرصه سیاست صاحب قدرت بوده اند ندارند. این موضوع که در آمریکا بنام آنتی استبلیشمنت (ضد ساختار حاکم) شناخته می شود باعث شد که باراک اوباما در دوره پیشین انتخابات و دوناد ترامپ در دوره اخیر به ریاست جمهوری برسند. گرچه تفاوت میان دیدگاههای دونالد ترامپ و باراک اوباما بسیار است اما هر دو بعنوان نامزدهایی با شعار تغییر در ساختار قدرت و سیاستهای آمریکا به کاخ سفید رسیدند. از سوی دیگر تحولات بین المللی و گسترش اقدامات تروریستی گروههایی مثل داعش و حملات هواداران این گروه به داخل خاک آمریکا نیز در توجه گروههایی از امریکاییها به ترامپ بی تاثیر نبود. شهروندانی که حاکمان فعلی را ناتوان ویا کم توان از مقابله با حملاتی می دیدند که جانشان را تهدید می کند، دل بستن به فردی خارج از سیستم حاکم برای تغییر اوضاع را چاره کار می دیدند.

ضعف داخلی حزب دموکرات

حزب دموکرات آمریکا درشرایطی که می توانست با معرفی نامزدی مردمی تر رای بیشتری کسب کند با معرفی هیلاری کلینتون که سالها بخشی از قدرت حاکم در آمریکا بود شانس پیروزی خود را پایین آورد.

عدم محبوبیت هیلاری کلینتون در این شکست دخیل بود.انتقادهایی که از هیلاری کلینتون در ارتباط با سهل انگاری در حفظ ایمیل های محرمانه دولتی ولاپوشانی مسائل جنسی مربوط به همسرش مطرح شده بود و اینکه کلینتون سمبلی از ساختار قدرت بشمار می رفت او را تبدیل به نامزدی نامحبوب کرده بود. انتخاباتی که می توانست با حضور برنی سندرز، دیگر نامزد دموکراتها درمرحله مقدماتی درون حزبی و پیروزی محتملش به نفع آزادی و عدالت رقم بخورد به شکست ارزشهایی منجر شد که این کشور برپایه آنها شکل گرفته است. جریانات حاکم در حزب دموکرات از مراحل اولیه کارزار انتخاباتی درون حزبی گرایش به کلینتون را نشان دادند. رئیس کمیته حزب دموکرات آمریکا در آستانه گردهمایی ملی برای تایید نامزدی هیلاری کلینتون درانتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد که درارتباط با جنجال ناشی از ایمیل های درز کرده داخلی حزب استعفا خواهد داد.آن ایمیل ها بر تلاش اعضای محفل داخلی حزب برای ناکام کردن مبارزات انتخاباتی برنی سندرز دلالت داشت.

بی توجهی روشنفکران و رسانه های عمده امریکا به برخی ایالات و تمرکز بر برخی دیگر از ایالات

ایالتهای جنوبی، مرکزی وغرب میانه آمریکا عمدتا ایالتهایی هستند که پایگاه اصلی جمهوری خواهان بشمار می روند. ایالتهایی عمدتا سفید پوست نشین با درصد تحصیل کرده کمتر که عمده جمعیت آنها در نواحی غیر شهری و شهرهایی با جمعیتی کمتر از ۵۰ هزار نفر زندگی می کنند. مرکز اصلی دموکراتها هم نواحی ساحل غربی و شمال شرقی آمریکا بعلاوه چند ایالت داخلی مثل کلرادو، ایلینوی و نیو مکزیکو با جمعیت مهاجران لاتین تبار است. بزرگترین شهرهای آمریکا با میانگین تحصیلات ودرآمد بالای ساکنانش دراین مناطق قرار دارند. ایالتهای شناور یا ایالتهایی که مشخص نیست درهردوره انتخابات به کدام نامزد رای می دهند نقش کلیدی در انتخابات آمریکا دارند. عدم توجه به ایالتهای شمال میانه آمریکا مثل ویسکانسین، اوهایو، میشیگان و همچنین پنسیلوانیا که درصد عمده ای ازساکنان آنها را کارگران سفید پوست تشکیل می دهند به شکست دموکراتها منجر شد. این ایالتها که در بخش صنعتی امریکا قراردارند در انتخابات گذشته به نفع دموکراتها رای داده بودند. اما کاهش میزان تولید کارخانه ها و مراکز صنعتی در این ایالتها که در پی توافق های تجاری آمریکا با دیگرکشورها به بی کاری این کارگران و دادن دستمزدهای پایین تربه کارگران درکشورهای دیگرروبرو شده ، عدم تمرکز دموکراتها در کارزار انتخاباتی خود بر این ایالتها و در نهایت حس در حاشیه قرارگرفتن باعث شد رای نهایی این ایالتها به نامزد جمهوری خواهان تعلق بگیرد.

نقش شبکه های اجتماعی

حس در حاشیه قرار گرفتن ازسوی نخبگان نواحی ساحلی آمریکا نقش عمده ای در نتایج انتخابات امسال آمریکا داشت اما رسانه های جریان اصلی آمریکا که عمدتا از هیلاری کلینتون حمایت کردند نیز از دیگر شکست خوردگان این انتخابات بودند. بطورمشخص نخبگان آمریکا در برقرای ارتباط و دریافت خواستهای بخشهای دیگرجامعه ناموفق بودند و دل به نظرسنجی هایی بسته بودند که از پیروزی کلینتون خبر می دادند. مساله دیگر گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی است که کارکردی پارادوکسیکال دارد . درحالی که در جایی می تواند به پیشبرد اهداف آزادی خواهانه کمک کند همزمان می تواند در نقطه مقابل به سازماندهی هواداران افکار نژاد پرستانه کمک کند. بخش مهمی از دلایل پیروزی ترامپ دراین انتخابات به استفاده بهتر از شبکه های اجتماعی مربوط می شد.

ضعف سیستم انتخاباتی آمریکا

سیستم انتخاباتی منحصر بفرد ایالات متحده امریکا عملا درهر دوره انتخابات تنها به دو نامزد از دو حزب عمده سیاسی این کشور شانس پیروزی در انتخابات را می دهد. احزاب کوچکتر تاکنون نتوانسته اند مسند ریاست جمهوری آمریکا را در اختیار بگیرند و جز در موارد معدودی حتی نتوانسته اند پیش از انتخابات نظر رای دهندگان و رسانه ها را به برنامه های خود جلب کنند. در این سیستم که براساس آرای الکتورال کالج بنا شده است هر یک از ۵۰ ایالت ایالات متحده آمریکا با توجه به جمعیتش از تعداد مشخصی رای الکتورال برخوردار است. اگرهر نامزد بتواند از مجوع ۵۳۸ رای الکتورال ۲۷۰ رای را کسب کند بعنوان رییس جمهوری آمریکا برگزیده خواهد شد.

در این شیوه یک نامزد حتی با بدست آوردن رای کمتر در کل کشور می تواند به مقام ریاست جمهوری برسد. این موضوع تاکنون پنج بار در تاریخ آمریکا اتفاق افتاده است. همانطور که در انتخابات سال ۲۰۰۰ جورج دبلیو بوش ، نامزد جمهوری خواهان با مجموع آرای کمتر در کل کشور توانست از ال گور، نامزد حزب دموکرات که رای بیشتری بدست آورده بود بگذرد این بارهم آرای عمومی هیلاری کلینتون حدود ۲۰۰ هزار رای از دونالد ترامپ بیشتر بود اما این موضوع نتوانست باعث پیروزی نامزدی که رای بیشتری در سطح ملی بدست آورد بشود.

اساس سیستم انتخاباتی آمریکا برخلاف بسیاری دیگر از کشورهای دموکراتیک که یا از نظام پارلمانی و یا ریاست جمهوری با رای اکثریت استفاده می کنند نظام فدرال ریاست جمهوری است که هر نامزد برای پیروزی تنها باید بتواند بیشترین رای درهرایالت را بدست آورد. بدین ترتیب هر نامزد نیازی به کسب رای اکثریت رای دهندگان در هر ایالت ندارد تنها کافی است که از نامزد دیگر رای بیشتری کسب کند تا کل آرای آن ایالت یا الکتورال کالج برایش منظور شود. طرفداران سیستم آرای الکتورال می گویند در این شیوه حق ایالتهای کوچکتردرنظام فدرال تضمین شده است.در حالی که حق ایالتها درمجلس سنا که هر ایالت فارغ از جمعیتش دو سناتور دارد در نظر گرفته شده است. سیستم الکتورال کالج با توجه به نتایج انتخابات اخیر بار دیگر نشان داد که شیوه ای ناکارآمد است ودموکراتیک ترین گزینه این است که رییس جمهوری با توجه به قانون هر شهروند یک رای در سطح ملی انتخاب بشود. درعصرحاضرمساله حق ایالتها مطرح نیست، حق هر شهروند فارغ از اینکه در چه ایالتی زندگی می کند مهم است. بحث حق ایالتها زمانی اهمیت داشت که ایالات متحده بتازگی تاسیس شده بود و نظام فدرال می خواست هراس ایالتهای کوچکتر از بزرگتر را از بین برده واتحاد کشور نوپا را حفظ کند.

زندگی در کشوری که فردی مثل ترامپ رییس جمهورش شده باشد حس عجیبی دارد ، گرچه همچنان تا زمانی که اوباما کلید کاخ سفید را در روز بیستم ژانویه تحویل بدهد روزهایی باقی مانده است . باید امیدوار بود که جامعه مدنی و رسانه های مستقل و نیرومند آمریکا و نظارت و توازن حاکم میان قوای سه گانه از دیکتاتوری فردی افسارگسیخته در آمریکا جلوگیری کند. آمریکا کشوری نیست که با یک انتخابات و یک شبه ازسنت دیرینه دموکراسی به چاه دیکتاتوری و اقتدارگرایی بیافتد. دموکراسی همچنان بهترین شیوه موجود حکمرانی در جهان است حتی اگرنتایجی اینچنینی در پی داشته باشد.

#چراترامپبرد #دانالدترامپ #کوروشصحتی #انتخاباتآمریکا #دیدگاهنو #هیلاریکلینتون

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon