چرا عربستان ۲۰۳۰ ایران ۱۹۶۳ نیست؟


جمیز نادو – ورود رهبران جهان به نیویورک برای افتتاح مجمع عمومی سازمان ملل، به هیأت سعودی فرصتی داد تا به تبلیغ پایتخت خود، ریاض – به عنوان مرکز بین المللی چند فرهنگی – بپردازند. این تبلیغات در راستای اصلاحات اقتصادی است که در حال حاضر ملک سلمان ( و به خصوص پسرش محمد) درصدد اجرای آن هستند. ولیعهد جوان وعده های جسورانه ای در مورد آینده اقتصادی عربستان داده است، از جمله کاهش چشمگیر در هزینه های عمومی، سهولت بیشتر در کسب و کار و سرمایه گذاری و نیز راه اندازی مراکز خرید در عربستان. بسیاری از ناظران به حرف های محمد سلمان مشکوک هستند و نگران هستند که این حرف ها به عمل نینجامد. با توجه به سابقه ایده های اصلاحات در خاورمیانه می توان به این ناظران حق داد. دولت فعلی برای انجام اصلاحات عجله دارد و تلاش بسیاری به خرج می دهد، در حالیکه دولت های قبلی عربستان سعودی در زمینه اصلاحات بسیار محتاطانه عمل می کردند. مخالفان چنین استدلال می کنند که سرعت بالای تغییرات نادرست است همانطور که سرعت پایین خوب نیست. جالب است که بسیاری از کارشناسان خاورمیانه، اصلاحات عربستان را با اصلاحات ایران در دهه ۱۹۶۰ مقایسه می کنند، دورۀ اصلاحاتی به نام “انقلاب سفید” که اکنون از آن به نیکی یاد نمی شود. محمدرضا شاه پهلوی به پشتوانه آمریکا این اصلاحات را کلید زد اما در نهایت موجب از دست رفتن تاج و تختش شد.

در تلگرامبخوانید

در نگاه اول شباهت های زیادی بین ایرانِ ۱۹۶۰ و عربستان سعودی مدرن وجود دارد. مانند امروزِ عربستان سعودی، ایران در دوره پهلوی از سمت شاهی اداره می شد که رابطه نزدیک و پیچیده ای با ایالات متحده داشت. تهران و ریاض “ستون های دوقلو”  در سیاست نیکسون بودند و در استراتژی مدنظر او، از این دو کشور به منظور بیرون نگه داشتن شوروی از خاورمیانه استفاده می شد.  دولت آیزنهاور برای محدود کردن شوروی به داخل مرزهایش به شاه ایران کمک می کرد، از جمله کمک های تسلیحاتی. شاه ایران نیز به نوبه خود کشورش را در خط مقدم جنگ سرد قرار داد و از قیمت نفت به عنوان اهرمی به نفع شرکای آمریکایی خود استفاده کرد. عربستان نیز چنین وضعیتی دارد. با وجود افزایش انتقادات، امروزه پادشاه عربستان یکی از مهمترین شرکای نظامی ایالات متحده و بریتانیا در خلیج فارس است. عربستان سعودی سال گذشته بیش از ۹ میلیارد دلار برای خرید سلاح از آمریکا و بریتانیا خرج کرد تا جنگش را با غرور و افتخار در یمن پیش ببرد.

فراتر از ابعاد ژئواستراتژیک، پویایی این دو برنامه اصلاحاتی نیز تفاوت چندانی ندارند. انقلاب سفید در ایران محصول مستفیم تعامل پیچیده شاه و ایالات متحده بود. در دولت کندی زمزمه هایی در مورد پشتیبانی از اصلاحات برای دلجویی از مردم ناراضی شنیده می شد. شاه نیز یک برنامه اصلاحات سیاسی و اقتصادی تنظیم کرد تا صدای ایجاد تغییر در داخل را به گوش تصمیم گیرندگان در واشنگتن برساند. این اقدامات شامل اعطای حق رای  به زنان، درهم شکستن قدرت فئودال ها و واگذاری زمین به روستاییان بود. اینها برای راضی کردن واشنگتن کافی بود، اما اجرای ضعیف اصلاحات منجر به تورم افسارگسیخته شد، و بدتر از آن، اعطای حق رای به زنان، مخالفت نهادهای مذهبی (به رهبری روح الله خمینی که فردی تندرو بود) را برای رژیم شاه در پی داشت. در همان زمان، اصلاحات ارضی روابط فئودالی را که زیربنای سیستم شاهنشاهی ایران بود، نابود کرد. انقلاب سفید با واردات عمده هنجارهای غربی به کشوری محافظه کار و مذهبی شناخته شد، و پانزده سال بعد، نارضایتی های مردم از این روند، موجب شد که آیت الله خمینی به قدرت برسد.

اصلاحات ایران در نتیجه فشارهای خارجی از طرف واشنگتن و لندن شکل گرفت، و بر خلاف آن اصلاحات عربستان ناشی از ارزیابی هوشیارانه داخلی پادشاهی عربستان در دوران پسا نفتی قرن بیست و یکم  است. چشم انداز قیمت پایین فروش نفت خام در چشم انداز ۱۵ ساله، نیاز به ترکیبی از عملگرایی اقتصادی با انرژی جمعیت جوان و فعال را ضروری می سازد.  با قطع سوخت و دیگر یارانه هایی که سعودی ها عادت کردند به آن ها به چشم سهم خود از ثروت نفتی کشور نگاه کنند، عربستان سعودی به دنبال کاهش هزینه های دولتی است. برنامه ریزان اقتصادی عربستان درصدد هستند برجای دولت رفاه فعلی، تجارت های آسان در قلمرو عربستان سعودی را تشویق کنند و همچنین برای سرمایه گذاری در صنایع توسعه نیافته غیرنفتی درخواست سرمایه گذاری داده اند. اگرچه مسائل نظامی و صادرات نفت روابط ریاض با آمریکا و بریتانیا را شکل می دهد، اما محمد بن سلمان از داخل کشور تحت فشار زیاد است تا این کشورها را متقاعد کند به عربستان به عنوان “قطب سرمایه گذاری” نیز نگاه کنند. سفرهای اخیر شاهزاده سعودی به امریکا در اوایل سال جاری، حضور نماینده ریاض در سازمان ملل، استفاده آن کشور در شورای همکاری خلیج فارس از فرصت برکسیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) برای انعقاد معاملات تجاری بیش تر  و بلندمدت تر، نشانه ای از برنامه بلند مدت عربستان است.

محمد سلمان اوایل این ماه در اجلاس گروه ۲۰ نیز شرکت کرد و سعی کرد ژاپن و چین را متقاعد کند که به عربستان سعودی به عنوان مقصد مناسبی برای سرمایه گذاری نیز بنگرند. درحالیکه شاه ایران به صفت “کارگزار آمریکا” متهم شده بود، به احتمال زیاد حاکمان سعودی می خواهند ثابت کنند به واشنگتن وابسته نیستند و مستقل عمل می کنند. تفاوت کلیدی دیگر بین ایران دهه ۱۹۶۰ و عربستان مدرن امروز است است که؛ اساساً شاه برای اعمال تغییرات اجتماعی به تنهایی تصمیم می گرفت، اما در عربستان سعی می شود، نیروهای اجتماعی قدرتمند جذب این تصمیمات شوند، نیروهایی که سالیان دراز است که برای رسیدن به یک جامعه باز مصرانه فعالیت می کنند. در عربستان هفتاد درصد جامعه زیر سی سال سن دارند، که بسیاری از آنها در خارج از کشور تحصیل کرده اند. عربستان سعودی اکنون یکی از کشورهایی است که شبکه های اجتماعی در آن حضور و نفوذ بالایی دارند. توییتر محلی برای زنان جوان سعودی است که در آن برای استقلال بیشتر و پایان دادن به قوانین حضانت مبارزه می کنند. قانونی که زنان را از کار، مسافرت و دسترسی به بهداشت و سایر خدمات بدون اجازه مرد خانواده منع می کند.

تجربه ایران نشان می دهد که غلبه بر پایگاه مذهبی قدرتمند تا چه اندازه می تواند دشوار باشد. با این حال، اعمال محدودیت بر قدرت پلیس مذهبی-اخلاقی و اصرار بر افزایش اشتغال زنان را می توان نشانه ای از گشایش اجتماعی (اگر سیاسی نباشد) ارزیابی کرد. با توجه محافظه کاری مذهبی عمیقی که در عربستان سعودی حاکم است، شاید بی خطرترین روش تغییرات تدریجی است که می تواند از انفجار درونی جامعه جلوگیری کند. در نهایت، تغییر الگوی اقتصادی در عربستان سعودی، تنها راهی است که عربستان می تواند اطمینان حاصل کند با وجود تغییرات جدید جهانی در زمینه انرژی هایی چون نفت، می تواند بقای خود را حفظ کند. ممکن است عربستان سعودی مقابل بهار عربی مقاومت کند، اما از فشارهای اجتماعی -که از شورش در مصر و تونس آغاز شد- در امان نیست. در آن موارد، رکود اقتصادی موجب کاهش قدرت نظام سیاسی متحجر شد؛ تضاد خواسته های حکمرانان با نسل جوان مترقی و پیشرو. در مورد عربستان نیز خانواده سلطنتی عربستان باید نسبت به اشتغال جوانان  و بهره گیری از فرصت ها برای نسل جوان خود، اطمینان حاصل کند. در حالیکه به ظاهر مسیر عربستان به شعارهای جنگ سرد شاه ایران شبیه است اما زمینه و مخاطرات پیش رو کاملا متفاوت است.

 تحلیلگر و استراتژیست ساکن بلژیک است. تحلیل های او بیشتر متمرکز بر مسائل اروپا و خاورمیانه است.
 از وی نوشتارهای تحلیلی فراوانی در “فارین پالیسی” ، “نشنال اینترست” و “The Hill” و … منتشر شده است

#دیدگاهنو #ایران #روابطعربستانوآمریکا #شاهایرانوکندی #عربستان

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon