کروبی و نورافکنی برتاریکخانه رفسنجانی

نامه جدید آقای مهدی کروبی از بابت شجاعت و احساس مسئولیت موضع گیری قابل تاملی است که تاثیراتی بر عرصه سیاسی بخصوص در داخل بلوک قدرت دارد. واکنش عباسعلی کدخدائی در این خصوص روشنگر است که سعی کرد با فرافکنی انتساب نامه به کروبی را زیر سئوال برده و آن را نوشته و تلقین دیگران جلوه دهد. شجاعت کروبی از این زاویه برجستگی دارد که با توجه به مخاطرات زیاد تداوم حصر در سن بالا و اطلاع از کینه توزی خامنه ای بی اعتنا به تبعات کار اقدام به انتشار این نامه کرده است.

در تلگرام بخوانید

رئیس مجالس سوم و ششم بار دیگر نشان داد که رفع حصر از دید وی مستلزم تغییر شیوه حکمرانی کنونی است. او بار دیگر تفاوت نگاهش با سید محمد خاتمی و بخش مسلط اصلاح طلبان را آشکار کرده و صریح تر از قبل به خامنه ای انتقاد و بر ضرورت اصلاحات ساختاری با محوریت پایان بخشی به حکومت فردی تاکید کرده است. سیر منطقی موضعگیری های کروبی و عملکرد قابل انتظار مجلس خبرگان در نادیده گرفتن پیشنهادات وی چه بسا کروبی را به نقطه ای برساند که آشکارا خواهان برکناری خامنه ای شود.

موضعگیری های کروبی به نوبه خود گرایش های خواهان تغییرات سیاسی پردامنه و ساختاری را تقویت می کند. دیگر ویژگى مثبت نامه کروبى حفظ تاکید بر استبداد به عنوان منشا اصلى مشکلات و مخالفت با به حاشیه راندن ان به خاطر تهدیدات خارجى است. همچنین وی از حرکت اعتراضی نوسانی پسا اعتراضات دی ماه حمایت کرده است .

البته نوع نگاه و منطق ایشان در این بیانیه که مبتنی بر نگاهی تایید آمیز به عملکرد نظام در دوره رهبری آیت الله خمینی است ، نقطه ضعف و تاریک آن است . مشکل خودکامگی با مشی و رفتار آیت الله خمینی و تصویب اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی آغاز شد. خامنه ای مسیر سلف خود را می رود. همچنین مشکلات قوه قضائیه به صورت نهادی توسط آیت الله بهشتی پایه گذاری شد. عملکرد منفی آیت الله ها موسوی اردبیلی و یوسف صانعی در دوران مسئولیت در قوه قضائیه نیز در مشکلات نهادی دادگستری پساانقلاب ایران نیز قابل نادیده گرفتن نیست. این واقعیت ها روشن و انکار ناپذیر هستند. راهکار او در خصوص اصلاح قانون اساسی قابل تامل است و حداقل در ایجاد مسیری متفاوت با محافظه کاری اصلاح طلبان واجد ارزش است اما این اصلاح اگر منجر به تغییر نهاد های پایه ای نظام و انحلال نهاد ولایت فقیه نشود، راه به جایی نخواهد برد. ولی آمادگی آقای کروبی برای پذیرش رای مردم با توجه به اثرگذاری بر بخشی از پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان ، می تواند نقش مثبتی در توافق بر سر تعیین ساز و کاری برای تدوین شکل دوره گذار بین پاره های مختلف خواهان تغییرات سیاسی پردامنه ایفا کند.

یکی از وجوه مهم سمت گیری جدید کروبی اگاهی بخشی نسبت به تاریخ جمهوری اسلامی و زوایای پنهانی است که بخش مسلط قدرت و برخی از اصلاح طلبان عامدانه می خواهند از دید افکار عمومی پنهان بماند. در کانون این روشنگری نقش مخرب اکبر هاشمی رفسنجانی قابل مشاهده است. کروبی بار دیگر اقدامات رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام در تثبیت دیکتاتوری خامنه ای را روشن می سازد که نه تنها در حوزه مناسبات حقیقی قدرت بود بلکه در این حوزه به شکل نهادی نیز اثرگذار بود. شورای بازنگری در قانون اساسی به روایت کروبی به این نتیجه رسیده بود که دوره عملکرد رهبری و تصدی ولایت فقیه در زمان پسا آیت الله خمینی غیر دائمی و در بازه زمانی ده ساله باشد. کروبی توضیح می دهد چگونه رفسنجانی بعد از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی و در هماهنگی با خامنه ای با روش های غیر متعارف و در ظاهر به نام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خواهان بازنگری در تصمیم قبلی شورای یادشده می شود و با رای گیری شبهه دار آن را لغو کرده و رهبری خامنه ای را دائمی می کند.

اساسا رهبری خامنه ای بدون تلاش های حمایتی فراقانونی و ناموجه رفسنجانی مقدور نبود. او بر سر توافق بر رهبری شورایی اصرار نکرد و با میدان داری وی مجلس خبرگان خامنه ای را بر صدر نهاد ولایت فقیه نشاند. طرح خاطره منسوب به آیت الله خمینی مبنی بر نظر مثبت به رهبری خامنه ای در جایگاه هیات رئیسه مجلس خبرگان و گرداننده اصلی جلسه در صورتی که استناد به آن با وصیت آیت الله خمینی تعارض داشت ، دلیل محکمی در موقعیت محوری رفسنجانی درتفویض رهبری به شخص خامنه ای است. بر طبق ادعای افرادی که محرز بودن رهبری خامنه ای به خاطرات آنها مستند شده است، آیت الله مشکینی رئیس وقت مجلس خبرگان اعتنایی به درخواست آنها نکرده بود . بنابراین در غیاب موافقت رفسنجانی احتمال اینکه هیات رئیسه اجازه طرح خاطره فوق و خرج کردن از آیت الله خمینی برای تثبیت رهبری خامنه ای را بدهد، ضعیف بود.

رفسنجانی درسخنرانی اش در جمع ائمه جمعه در تیرماه ۱۳۶۸ مدعی شده بود که ایده تغییر قانون اساسی از سوی وی و نیروهای همسو به آیت الله خمینی پیشنهاد شده و او تا مدت‌ها زیر بار نمی‌رفته و در نهایت در اواخر عمر می‌پذیرد تا این کار صورت بگیرد. انگیزه رفسنجانی نیز افزایش قدرت حقوقی ولی فقیه و رفع محدودیت‌ها در قانون اساسی بوده است. بدین‌ترتیب معلوم می‌شود وی می دانسته در نبود آیت الله خمینی، ولی فقیه بعدی نمی‌تواند با اتکاء به کاریزمای شخصی قدرت را در تملک خود داشته باشد، لذا در صدد برآمده با تغییر قانون اساسی و مسلوب الاختیار کردن بیشتر نهادهای انتخابی در برابر ولی فقیه این نقیصه را بر طرف سازد. بدینترتیب می توان نتیجه گرفت که ولایت مطلقه فقیه در جمهوری اسلامی با محوریت او طرح شده و نهایتا تصویب شده است.

اگر چه رفسنجانی از دهه هفتاد به بعد با خامنه‌ای زاویه پیدا کرد. اما او در پایه گذاری ساختار قدرت متمرکز در دست وی و تجمیع قدرت در نهاد ولایت فقیه نقش مهمی ایفا کرده است. خامنه‌ای به تدریج صاحب قدرت کنونی شد و در ابتدا رفسنجانی به فربه شدن اعمال ولایت وی کمک زیادی کرد. او در واقع او تصور می کرد موقعیت فرادست در قدرت را در دوره رهبری خامنه ای نیز خواهد داشت و انها با توزیع قدرت می توانند قدرت را در انحصار خود بگیرند. ریشه اصلی اختلاف وی با خامنه ای که هیچگاه از محدوده های کنترل شده خارج نشد، امتناع خامنه ای از اشتراک قدرت با وی بود.

رفسنجانی در سالیان اولیه حیات جمهوری اسلامی نیز همین تاثیر منفی را داشت و نقش مهمی در انحراف انقلاب اسلامی به استتبداد دینی ایفا کرد. اراده کروبی در روشنگری تاریخی و نادیده گرفتن مصلحت سنجی های نابجا که مسائل اصولی و منافع درازمدت جامعه را نادیده می گیرد، در هموارسازی گذار به دمکراسی و درس آموزی از مشکلات گذشته برای بازدارندگی در برابر بازسازی استبداد ارزش بالایی دارد.

در تلگرام بخوانید

#رفسنجانی #دیدگاهنو #خامنهای #نامهکروبی #هاشمیرفسنجانی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon