علی افشاری - تشیع در برابر شیعه گرایی




علی افشاری - بحران سیاسی در عراق یک پدیده چند وجهی است. در بطن رویارویی ها و اتفاقات رخ داده می توان یک دو قطبی مذهبی را مشاهده کرد که در واقع به حوزه مذهب -سیاست تعلق دارد. در پس نارضایتی ها و مطالبات و چشم انداز آینده عراق دو انگاره "تشیع "و "شیعه گرایی" در برابر هم قرار دارند. نماینده تفکر تشیع که ادامه مشی سنتی مراجع تقلید شیعه دوازده امامی در دوری از سیاست ورزی معطوف به قدرت و رد حکومت دینی در دوران غیبت امام زمان را بازتاب می دهد، آیت الله سید علی سیستانی است.


در نقطه مقابل وی سید علی خامنه ای قرار دارد که اگرچه موقعیت فقهی او اصلا قابل مقایسه با آیت الله سیستانی نیست اما تسلط وی بر منابع قدرت ایران و نفوذ در منطقه باعث شده تا به هماوردی بپردازد. خامنه ای ادامه دهنده مسیر آیت الله خمینی است که بنیادگرایی اسلامی شیعه محور را تا حد تسخیر قدرت سیاسی در ایران و راه اندازی جنبشی منطقه ای گسترش داد که پدیده ای جدید بود و بدعت هایی را در سنت فقهی شیعه ایجاد کرد.


آیت الله سیستانی به رویکرد سنتی علمای شیعه در تفکیک ولایت به دو شعبه سیاسی و دینی و واگذاری ولایت سیاسی به قواعد عرفی و قرار دادن آن در منطقه فراغ شرع وفادار است. از اینرو در حکمرانی عراق مداخله نکرده و با تبدیل عراق پسا صدام به حکومتی شبیه جمهوری اسلامی ایران سرسختانه مخالفت نمود. مرجع تقلید اعلم شیعیان جهان تنها به مسئولیت سیاسی خود در چارچوب دفاع از حقوق مردم، مبانی اسلام و منافع ملی عراق عمل کرده و می کند. وی بر رعایت حقوق شهروندی و تکثرگرایی سیاسی ، عقیدتی و مذهبی و وحدت بخش های مختلف عراق تاکید ورزیده و با شیعه گرایی مخالفت کرده است. او به دنبال هژمونی شیعه و به طور مشخص فقهای شیعه نبوده و امتیاز خاصی طلب نکرده است. او اگرچه شخصا به سکولاریسم و لائیسیته باور ندارد اما اعمال وی با پارادایم تفکیک دین و دولت تطبیق می کند.


آیت الله سیستانی در جامعه سیاسی عراق شخصیتی اثرگذار است و به عنوان نمونه موضعگیری او باعث شد تا عادل عبدالمهدی نخست وزیر سابق عراق مجبور به اعلام استعفای خود شود و گروه های سیاسی همسو با جمهوری اسلامی ایران تسلیم شوند. البته پیش از آن هم وقتی بن بست سیاسی در عراق ایجاد شده بود، با مداخله وی نوری المالکی نخست وزیری را ترک کرده وحیدر العبادی به جای وی نشست. اما موقعیت ویژه او ناشی از جایگاه حقوقی و اختیارات قانونی نیست و پشتوانه اجبار دولتی را ندارد.


آیت الله سیستانی هیچوقت در انتخابات ها از کاندیدا و یا جریانی سیاسی حمایت نکرده است اما با حفظ بی طرفی به مسئولیت سیاسی خود عمل کرده و از مشارکت در تعیین سرنوشت به عنوان یک فرد کنار نکشیده است. همواره مدافع مشارکت سیاسی همگانی و استفاده از حق رای برای تقویت ثبات، امنیت و رفاه در عراق بوده است. وی اخیرا نامه خود به حسنی مبارک رئیس جمهور اسبق مصر را در سال 2006 منتشر کرده است که ادعای مبارک در خصوص عدم وفاداری ملی شیعیان را رد کرده و بر میهن پرستی ده‌ها میلیون نفر از مردم شیعه خاورمیانه و خدمات آنها به میهن شان تاکید می کند. این نامه نشانگر باور آیت الله سیستانی به الگوی دولت- ملت به عنوان نظم سیاسی در دنیای معاصر است. او نگاه فرامرزی برای شیعیان و آرزوی بازسازی خلافت اسلامی را ندارد.


اما در نقطه مقابل سید علی خامنه ای قرار دارد که نه تنها به دنبال هژمونی در بین شیعیان جهان است بلکه سودای رهبری کل مسلمانان دنیا را نیز در سر می پرورد. وی تنها در سطح نظری این آرزو را دنبال نمی کند بلکه شبکه های اجتماعی ، گروه های سیاسی و نظامی و نهاد های مالی – تجاری و اندیشه بنیان که در راس آنها سپاه قدس قرار دارد را تاسیس کرده است. او در فکر بازسازی نظام خلافت در شکلی است که شیعیان در موضع مسلط قرار داشته باشند. البته وی حرکت خود را فقط محدود به شیعه گرایی و تشکیل حکومت دینی بر مبنای نظریه ولایت فقیه در چارچوب فقه اثنی عشری نکرده است بلکه ضمن تعقیب غیرتعجیلی این راهبرد به صورت مقطعی و تاکتیکی با گرایش های اسلام گرای ایدئولوژیک و جریان ضد غربی در دنیا (بلوک روسیه) نیز وارد ائتلاف شده است.


تلاش برای ایجاد نظام سیاسی مبتنی بر تبعیض، ضدیت با دمکراسی، اعطای حق ویژه به بخشی از نیروهای سیاسی وفادار به نهاد ولایت فقیه، تسخیر منابع اصلی قدرت و ثروت، اتکا به قوه قهریه و ماشین سرکوب برای نقش آفرینی در عرصه سیاسی و مداخله در تمامی امور عمومی از جزء تا کلان و گسترش نهادی وسازمانی نفوذ خود در جامعه با استفاده از اموال عمومی وجه فارق آشکار خامنه ای با آیت الله سیستانی هستند.


ازاینرو اختلاف نظر آیت الله سیستانی و خامنه ای در عراقی ریشه ای و مبتنی بر دو رویکرد کاملا متمایز است. به لحاظ زمانی نیز تقریبا عمر یک دهه ای دارد. نیروهای نزدیک به خامنه ای خطی را در عراق تبلیغ کرده اند که مصلحت شیعیان ایجاب می کند شیعیان عراق به حمایت از نظرات رهبری ایران پرداخته و پشتیبان جمهوری اسلامی به عنوان مرکز اصلی جهان تشیع باشند. اگر چه آیت الله سیستانی با این دیدگاه مخالفت علنی نکرده اما با مشی عملی متفاوت خود نشان داده که قائل به چنین نگاهی نیست.

البته تشدید مشکلات در عراق و استمرار اعتراضات مردمی و مطالبه برای تغییر قانون اساسی رویارویی آیت الله سیستانی با خامنه ای را وارد مرحله جدیدی کرده که ابعاد بزرگ تری دارد و ممکن است پرهیز رهبر اول شیعیان عراق از درگیری علنی با جمهوری اسلامی ایران و مداخلاتش در عراق شکسته شود.


در هفته های گذشته تهدیدها و فشارهای نیروهای سیاسی نزدیک و همسو با جمهوری اسلامی بر آیت الله سیستانی افزایش یافته است اما در عین حال وی اهرم فشار منحل کردن حشد الشعبی و حرام اعلام کردن تداوم فعالیت آن را در دست دارد که توان بازدارندگی بالایی دارد. به نظر می رسد فرجام جنبش اعتراضی مردم عراق وضعیت نهایی مناسبات این دو چهره مذهبی را روشن می کند. همچنین تحولات در خیابان های شهرهای ایران و عراق نشان می دهد که در افق سیاسی آینده رویکرد آیت الله سیستانی حامیان بزرگ تر و پرشورتری دارد.

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon