علی افشاری - قره‌باغ و چرخش سیاست جمهوری‌اسلامی

علی افشاری - منازعه خونین کشورهای آذربایجان و ارمنستان کماکان ادامه دارد و آتش بس‌های متعدد تا الان نتوانسته پایدار بماند. دولت آذربایجان مدعی شده که شهر شوشا دومین شهر مهم فرهنگی و سیاسی منطقه قره باغ را تسخیر کرده و در حال نزدیک شدن به شهر استپاناکرت است. مقامات ارمنستان این ادعا را تکذیب کردند اما درگیری های سنگینی در شوشا در جریان است. پیشتر نیروهای ناگورنو- قره باغ مجبور به عقب نشینی از شهر استراتژیک «قبادلی» در نزدیکی مرز ایران شدند که سد گووشان در آنجا قرار دارد.

به موازات صحبت از توافق قریب الوقوع با میانجیگری دولت های ترکیه و روسیه است. بر اساس شنیده های تایید نشده طبق این طرح آتش بس در ازای استقرار نیروهای حافظ صلح ترکیه و روسیه، ارمنستان از برخی مناطق قره‌باغ کوهستانی خارج می شود. همچنین از دیگر محورهای این طرح، توافق احتمالی برای ایجاد «دو کریدور» است. یکی از این کریدورها، راهی است که ارمنستان را قره‌باغ متصل و دسترسی ایروان به این منطقه را تضمین می کند. ارمنستان در قبال دریافت امتیاز ایجاد این کریدور، اجازه ساخت کریدور دوم که سرزمین جمهوری آذربایجان را به نخجوان متصل می‌کند، خواهد داد و نیروهای حافظ صلح ترکیه و روسیه به منظور برقراری آتش‌بس، در منطقه مستقر می‌شوند.


از آنجاییکه آتش بس قبلی که با رایزنی دولت آمریکا و گروه مینیسک انجام شد موفقیتی در عمل نداشت، هنوز معلوم نیست که این توافق بدست آمده و از آن مهمتر به شکل پایداری اجرا می شود.


روند تحولات در دور جدید درگیری های نظامی بین دولت های آذربایجان و ارمنستان که به وضعیت صلح مسلح بعد از پیمان بیشکک در سال 1994 پایان داد، به گونه ای است که آذربایجان دست بالا را دارد و توانسته است بخش های مهمی از سرزمین های قبلی خود در دوران شوروی سابق را بدست آورد. دلیل این پیشروی ترکیبی از متغیرهای داخلی و منطقه ای است. آذربایجان به طور نسبی در دو دهه اخیر قدرتمند تر شده و همچنین سیاست نوعثمانی گری حاکم بر ترکیه و برخورد فعال این کشور نیز موقعیت ژئوپلتیک آذربایجان در قفقاز جنوبی را ارتقاء داده است. در مقابل نقش فعال روسیه در حمایت از ارمنستان به صورت نسبی ضعیف تر شده است. اگرچه دولت آذربایجان روابط راهبردی با غرب و مناسبات حسنه با اسرائیل دارد اما در سال های گذشته روابط نزدیکی با روسیه نیز برقرار ساخته است. مناسبات روسیه و ترکیه نیز در حدی است که کرملین نفعی در مداخله نظامی در مناقشه قره باغ نمی بیند. آمریکا و غرب نیز علی رغم پیوند های مذهبی با ارمنستان منتهی روابط حسنه ای با دو طرف درگیری دارند که برایند نقش آنها را صفر می کند.


جمهوری اسلامی ایران از ابتدای این مناقشه خونین که بیش از هزار نفر تلفات انسانی داشته است سعی کرده تا با ایجاد یک تروئیکای منطقه ای متشکل از دولت های ایران، روسیه و ترکیه نقش آفرینی کند. جمهوری اسلامی در این مدت با میانجیگری سازمان همکاری های امنیتی اروپا( گروه مینیسک) و دولت آمریکا تقابل کرده است. در آخرین تلاش ها عباس عراقچی در هفته گذشته طی سفر به ایروان، باکو، مسکو و آنکارا در مذاکرات جداگانه به رایزنی در مورد طرح صلح پیشنهادی ایران پرداخت. طبق اظهارات جواد ظریف طرح فوق به مقامات بالا و ذی ربط ارائه شده و مورد تایید قرار گرفته است. با توجه به سخنان خامنه ای در این خصوص می توان حدس زد که در چارچوب خطوط کلی مورد نظر او طرح یادشده تدوین و نهائی شده است. جزئیات طرح مشخص نیست اما توقف «اشغالگری»، خروج نیروهای «اشغالگر»، تضمین حقوق مردم، ایجاد راه‌های ارتباطی، نظارت کشورهای منطقه بر روند اجرای طرح محورهای اصلی آن بر اساس صحبت های جواد ظریف هستند. پیشتر خامنه ای در سخنانش خطوط کلی زیر را به عنوان سیاست های مورد نظر جمهوری اسلامی در مناقشه قره باغ اعلام کرد:


«با توقف سریع جنگ سرزمین های مورد اختلاف در قره باغ باید به آذربایجان برگردد که به معنای بازسازی منطقه قره باغ کوهستانی در قلمرو سرزمینی کشور آذربایجان خواهد بود.» خامنه ای حق را به جمهوری آذربایجان در این خصوص داد اما در عین حال تاکید کرد که باید امنیت ارامنه ساکن در قره باغ رعایت شده و مرزهای بین المللی رعایت شود. او با توجه به ادعای حضور برخی از نیروهای مسلح مخالف سوری مورد حمایت ترکیه در جنگ قره باغ تصریح کرد که حضور این «تروریست‌ها» در مرز ایران تحمل نشده و برخورد قاطعی با آنها انجام می شود. در هفته های گذشته برخی از نیروهای نظامی ایران به مرزهای شمال غربی کشور اعزام شدند. اگرچه جلوگیری از کشیده شدن دامنه درگیری ها به نقاط مرزی ایران و شهرهای مجاور دلیل این تصمیم اعلام شد اما به نظر می رسد انگیزه اصلی مقابله با تحرکات احتمالی نیروهای شه نظامی سوری بوده است.


سوابق قبلی ناکامی جمهوری اسلامی در میانجیگری بین دولت های آذربایجان و ارمنستان بخصوص در سال های 1991، 1992 و 1993 تردید ایجاد می‌کند که دور جدید فعالیت ها موفقیتی در بر داشته باشد.


موضوع مهم چرخش سیاست جمهوری اسلامی ایران در جنوب قفقاز است. نظام در مناقشه اخیر قره باغ سیاست جدیدی را برگزید و عملا به سمت آذربایجان سمت گیری کرد. این سمت گیری آنقدر آشکار بود که موضع گیری بهروز محرم اف نماینده پارلمان جمهوری آذربایجان علیه جمهوری اسلامی ایران با توبیخ رسمی کمیته انضباطی پارلمان آذربایجان مواجه شد. البته در ابتدای مناقشه ادعاهایی مطرح شد که روسیه از طریق مرز جمهوری اسلامی سلاح هایی برای ارمنستان ارسال کرده است که با تکذیب مقامات حکومت ایران مواجه شد اما این اقدام که احتمال صحتش وجود دارد در چارچوب بده وبستان بین نیروهای نظامی و امنیتی ایران و روسیه قابل درک است و آن را نمی توان به معنای حمایت از ارمنستان تلقی کرد. جمهوری اسلامی در این دوره درگیری ها به صورت آشکارتر و رسمی خواهان بازگرداندن قره باغ به جمهوری آذربایجان شده است. البته این موضع راهبردی جمهوری اسلامی در مناقشه سه دهه ای قره باغ بوده است اما اتفاقاتی باعث شد تا این راهبرد در مقاطعی کم رنگ شده و تحت الشعاع تاکتیک ها قرار بگیرد.


در ابتدای درگیری ها بعد از فروپاشی شوروی جمهوری اسلامی ایران رسما از آذربایجان حمایت کرد؛ اشتراک مذهبی و اکثریت مردم شیعه آذربایجان باعث شد تا تلاش برای تقویت گفتمان بنیادگرایی اسلامی شیعه محور و الحاق آذربایجان به «جغرافیایی مقاومت» در دستور کار مقامات حکومتی قرار بگیرد اما شکست این تلاش ها و بخصوص تلاش حیدر علی اف رئیس جمهور سابق آذربایجان در تثبیت دولت سکولار و سخت گیری بر اسلام گرایان سیاسی باعث شد تا جمهوری اسلامی به سمت برخورد متوازن در مناسبات پیش برود. فعالیت برخی از گروه های تجزیه طلب و ادعاهایی چون الحاق استان های آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل به کشور آذربایجان و یا تشکیل کشور آذربایجان جنوبی نیز باعث شد تا تهدید ها علیه تمامیت ارضی ایران بین دولت های ایران و آذربایجان فاصله ایجاد کند. اما عامل مهمتر تشدید تنش روابط ایران و آمریکا وشکل گیری تحریم های سنگین بود که باعث شد جمهوری اسلامی به سمت برقراری روابط نزدیک و راهبردی با روسیه رفته و در نتیجه مناسبات با ارمنستان به عنوان کشوری در حوزه نفوذ روسیه بهبود پیدا کند؛ ارمنستان در دهه گذشته به جمهوری اسلامی در کاهش فشارهای اقتصادی و دور زدن تحریم ها کمک کرده است. ولی آذربایجان توجهی به جمهوری اسلامی نداشته و در عین حال حساسیت ها وخطوط قرمز حکومت ایران را رعایت کرده و اجازه نداده تا قلمروش به فضایی برای فعالیت علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود.


اما حال چه شده است که جمهوری اسلامی تغییر رویه داده است؟ در پاسخ نخست باید توجه داشت که بستر اصلی این چرخش تغییر مناسبات ژئوپلتیک و واقعیت های میدانی است که باعث شده مقامات تهران خود را با شرایط جدید تطبیق بدهند. عامل مهمی بعدی رقابت با ترکیه است تا موازنه قوا در قفقاز بیش از این به نفع ترکیه تغییر نیابد. به همین دلیل دولت ارمنستان از فعال شدن جمهوری اسلامی در مناقشه قره باغ استقبال می کند که در نهایت پاره سنگی در برابر گسترش نفوذ ترکیه و حمایت از آذربایجان است. عامل بعدی نگرانی از دائمی شدن نیروهای سوری ادعایی است که جمهوری اسلامی این موضوع را تهدیدی راهبردی برای خود ارزیابی می کند که سیاست مقابله با ناامنی های ادعای در خارج از مرزها را با چالش مواجه می سازد. مانور دادن بر وجه اسلامی بازگشت قره باغ به جهان اسلام مزیت های ایدئولوژیک و عقیدتی برای جمهوری اسلامی دارد که نمی تواند آن را نادیده بگیرد.


در این چارچوب منتهی حکومت ایران می کوشد ضمن حمایت کلی از آذریایجان اما سیاست متفاوتی با ترکیه اتخاذ کند تا رویکرد برد – برد در نهایت بر صلح بین آذربایجان و ارمنستان برقرار شود منتهی سهم برد ارمنستان به مراتب کمتر از آذریایجان شود. در این معادله آذربایجان نمی تواند به صد درصد خواسته هایش برسد و جنگ باید پیش از آزاد سازی کامل قره باغ تمام شود و آذریایجان به تملک مناطق دست یافته رضایت دهد. در سوی دیگر ارمنستان نقاط نفوذ خودش و کریدور اختصاصی اش در قره باغ را داشته باشد.


همانگونه که پیشتر گفته شد احتمال موفقیت میانجیگری جمهوری اسلامی در برقراری صلح پایدار بین ارمنستان و آذربایجان ضعیف است اما چرخش سیاست فوق شرایط جدیدی در مرزهای شمال غربی ایران و مناسبات با ترکیه و روسیه ایجاد خواهد کرد و می توان در انتظار فصل جدید در روابط ایران و آذربایجان و دور شدن نه چندان پر دامنه ایران و ارمنستان بود.



© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon