علی افشاری - کاظمی و ماموریت نا‌‌ممکن در عراق

علی افشاری - سرانجام بعد از چندین هفته مذاکرات پشت پرده و رویارویی برهم صالح رئیس جمهور عراق و حشد‌‌‌‌‌‌الشعبی، مصطفی کاظمی به عنوان گزینه مورد توافق تمامی جناح های بلوک قدرت عراق برای نخست وزیری انتخاب شد. نخست وزیری وی بعد از ناکامی عدنان‌ الزرفی مطرح شد که حشد‌‌الشعبی و جمهوری اسلامی سخت مخالف نخست‌‌وزیری او بودند. زرفی هم تمامی تلاشش را انجام داد اما عدم همراهی فراکسیون صائرون به رهبری مقتد‌‌‌‌‌‌‌ی صدر آخرین امید‌‌های او را نقش بر‌‌آب ساخت.

مصطفی کاظمی که نام فامیلی اصلی وی عبداللطیف است، فعالیت سیاسی اش را از زمان حاکمیت حزب بعث عراق و با عضویت در حزب الدعوه شروع کرده و سابقه اسلام‌‌گرایی دارد. اما بعد از سقوط صدام به صورت جدی‌‌تر در عرصه‌‌های سیاسی و رسانه ای فعال شده و مراحل رشد را گام به گام طی کرد. او از ابتدا کوشید در عراق پسا‌‌صدام منادی همزیستی و همکاری گروه ها و اقوام مختلف عراق شود. روابط نزدیکی با کردها برقرار ساخته و تا جایی به برهم صالح رئیس جمهور کنونی عراق نزدیک شد که هفته‌‌نامه الاسبوعیه را در سال 2007 با همکاری او منتشر کرد. در ادامه بنیاد الحوار الانسانی (گفتمان بشری) را تاسیس کرد که یک بنیاد مستقل برای حل اختلافات اجتماعی و فرهنگی و رواج گفت و گو برای حل بحران ها با روش خشونت‌‌پرهیز است.

حیدر العبادی با توجه به رابطه نزدیک با کاظمی و شناخت بالای او از جامعه عراق و بخصوص گرد‌‌آوری و طبقه‌‌بندی اطلاعات در سال 2016 او را به ریاست سازمان اطلاعات و امنیت عراق برگزید که این سمت را در دولت عادل عبدالمهدی نیز حفظ کرد.

کاظمی رابطه خوبی با همه گروه‌‌ها و جریان های سیاسی عراق و همچنین دولت های آمریکا و ایران دارد و در عین حال عضو هیچ گروه سیاسی نیست. البته در بین گروه های شیعی بهترین رابطه را با جنبش مدنی الحکماء (گروه عمار حکیم) دارد که از ابتدا وی را برای نخست وزیری پیشنهاد کرده بودند. کردها سابقه خوبی از دیرباز دارند و اهل سنت نیز پذیرفته اند نخست وزیر شیعه باشد و حساسیت شان انتخاب فردی است که گرایش های فرقه‌‌گرایانه نداشته باشد.

روابط وی قبلا با جمهوری اسلامی و حشدالشعبی بهتر بود. اما الان بخشی از گروه‌‌های همسو با جمهوری اسلامی مثل عصائب اهل حق با او تیره است و وی را متهم کرده اند که در ترور قاسم سلیمانی و ابو‌‌‌‌‌‌مهدی المهندس با آمریکائی ها همکاری داشته و یا در این زمینه کوتاهی کرده است؛ البته کاظمی این اتهامات را رد می کند. اما علی‌رغم اینکه حشدالعشبی رابطه گرم سابق را حداقل ندارد، اما در بن بست کنونی بعد از ناکامی توفیق علاوی از تشکیل کابینه و نگرانی از نخست وزیری زرفی به انتخاب او رضایت داد؛ بنابراین از دید حشد الشعبی و جمهوری اسلامی کاظمی گزینه مطلوب نیست، اما قابل تحمل و تعامل است. حمایت هادی العامری را باید در این چارچوب تحلیل کرد. در عین حال همه اعضای حشد الشعبی نظر موافق نسبت به کاظمی نداشتند، کتائب حزب الله مخالفتش را علنی ساخته و گروه های سیاسی عراق را به خاطر تسلیم در برابر فشار خارجی سرزنش کرده است؛ آنها کاظمی را فردی مشکوک معرفی کرده اند. حضور سردار اسماعیل قاآنی فرمانده جدید سپاه قدس نیز نتوانست شکاف موجود در حشد الشعبی را ترمیم کند و فقط توانست بلوک شیعیان اسلام گرای عراق را در مخالفت با نخست وزیری الزرفی هماهنگ سازد.

در عین حال این تحلیل بدبینانه را نیز نمی توان از نظر دور داشت که تصمیم آنها ناشی از اجبار بوده و تاکتیکی است که هدف خرید زمان را دنبال می کند. ایده آل آنها تداوم فعالیت دولت پیشبرد امور با ریاست عادل عبدالمهدی تا انتخابات پارلمانی 2022 عراق بود که اکنون به نظر می رسد تقریبا متتفی شده است و عراق قبل از انتخابات حداقل یک دولت دیگر را نیز تجربه می کند.

البته سابقه همکاری کاظمی با وبگاه المانیتور که از رسانه های همسو و به روایتی پوششی جمهوری اسلامی در آمریکا است، این احتمال را مطرح می سازد که ممکن است وی نیز همچون عادل عبد‌المهدی در نهایت به سمت بنیاد‌‌گرایان اسلامی شیعه محور ایرانی متمایل شود.

الان سرنوشت سیاسی عراق در دست کسی است که در ‌17‌‌سال گذشته در تمامی فصول سیاسی عراق حضور داشته است. روابط خوب با همه طرف های داخلی و خارجی منازعه و سوابق وی در ترویج گفتگو و مدارا نقطه قوت کاظمی است که می تواند تنش ها را کاهش داده و با پایان دادن نابسامانی ها پل ثبات در عراق شود. اما این اتفاق با توجه به چالش های بزرگ و متعدد ماموریتی نا‌‌ممکن به نظر می رسد.

وضعیت فلاکت بار اقتصادی عراق با توجه به بحران زیستی کرونا و کاهش درآمد نفتی متعاقب آن مانع بزرگی است که دست دولت را در پاسخگوئی به مطالبات مردم می بندد. گستردگی غیر‌منتظره اعتراضات در عراق بخصوص در مناطق شیعه و عمق بحران اعتماد و مقبولیت سیاستمداران چالش بزرگ دیگر است. برخی از معترضان در میدان التحریر عراق حتی عکس های الزرفی را پاره کرده و او را به وابستگی به جمهوری اسلامی منتسب کرده بودند.

در این شرایط مصطفی کاظمی کار بسیار سختی برای تحقق مطالبات و یا ایجاد چشم انداز امیدوار کننده دارد. در حال حاضر جنبش اعتراضی مردم عراق از مرحله اولیه اعتراضات معیشتی و عصیان در برابر کیفیت پایین خدمات اجتماعی و تبعیضات و فساد اقتصادی لجام گسیخته عبور کرده و سیاسی شده است. اکنون معترضان که عمدتا در شهرهای شیعه نشین ساکن هستند ولی خواسته های شان جنبه عام داشته و فرا‌‌گروهی و فرا‌‌فرقه ای است، خواهان تغییرات بینادین سیاسی هستند تا هم ساختار دگرگون شده و هم جریان های سیاسی مسلط برعراق بعد از صدام از صحنه کنار بروند. این نیروها که بسامد بالایی در جامعه عراق دارند از کارگزاران و احزاب کنونی سیاسی عراق مایوس شده اند؛ کاظمی باید رضایت آنها را کسب کند. اما رضایت آنها با حفظ همراهی حشدالشعبی در تضاد است.

نقاط قوت کاظمی می تواند به تنش زدایی بین ایران و آمریکا در عراق کمک کند؛ اما در عین حال مقبول همگان بودن در شرایطی می تواند به نقطه ضعف تبدیل شده و عملکردی خنثی را به بار آورد! روابط حسنه موقعی کارساز است که همه طرف ها کثرت گرایی را پذیرفته و در یک چارچوب کلان مشترک فعالیت کنند. اما اکنون در عراق حشد الشعبی و برخی از گروه‌‌‌های شیعه مانند جمهوری اسلامی نگاه فراملی و اسلام گرایانه دارند. این دیدگاه با ناسیونالیسم عراقی و ملت سازی واحد در عراق تعارض داشته و قابل جمع شدن نیست. همچنین رویارویی ایران و آمریکا در عراق مساله ای نیست که با مذاکره و گفتگو حل شود. واقعیت های میدانی و توان بازدارندگی در نهایت معادلات را حل می کند. کاظمی سوپرمنی نیست که بتواند درگیری گسترده بین دو طرف را حل کند که جنگ نیابتی آنها در عراق در نزدیکی رویارویی مستقیم قرار گرفته است؛ بخصوص که جمهوری اسلامی با توجه به اقدامات او در کاهش نفوذ سیا در استخبارات عراق انتظار دارد وی پیگیر اجرای سریعتر مصوبه پارلمان عراق در نظامیان آمریکایی باشد. از جبهه ای متضاد، دولت آمریکا با توجه به سابقه ارتباطات خوب خواهان همراهی کاظمی در مسیری است که گفتگوهای راهبردی با عراق به نتیجه مورد نظر آنها بیانجامد. دولت آمریکا قبول نمی کند که خروجش به تثبیت نفوذ حکومت ایران درعراق منتهی گردد.

با توجه به این شرایط می توان دو سناریوی کلی را برای آینده عراق در نظر گرفت که البته هنوز موفقیت کاظمی در تشکیل دولت جدید عراق قطعی نیست، اما احتمالش از ناکامی بیشتر است.

در سناریوی اول شرایط خاص عراق که بیش از 4 ماه است در وضعیت بلاتکلیفی قرار داشته و به نوعی با چالش بی دولتی مواجه بوده و معترضان خیابانی نیز توان جلو‌‌بردن خواسته های های‌‌شان را ندارند و آیت الله سیستانی نیز خواهان سمت گیری دولت به سمت حل مسائل رفاهی است، کاظمی با توجه به پتانسیل هایش می تواند آرامش را به عراق بازگردانده و با خروج اوضاع از عدم‌‌قطعیت فضای تازه ای ایجاد شود. البته بدیهی است که دولت کاظمی در بهترین حالت می تواند پل ثبات در عراق شود و یک میانجی است. اهمیت وی در عبور عراق از مخمصه و بن‌‌بست کنونی است تا انتخابات پارلمانی 2020 برگزار شود که در شکل جدیدی خارج از مناسبات قومی و فرقه گرایانه و به صورت غیر حزبی قرار است ساماندهی شود.

همچنین باید توجه داشت مشکلات بزرگ و قدیمی عراق فقط در یک پروسه زمانی طولانی و تدریجی قابل حل است. شکست دونالد ترامپ در انتخابات 2020 ریاست جمهوری آمریکا می تواند کار کاظمی در خارج کردن عراق از زمین منازعه ایران و آمریکا را آسان کند. همچنین جمهوری اسلامی ایران و جریان‌‌های همسویش هم متوچه شوند که زمانه متفاوت شده و باید منافع شان را در چارچوب رعایت منافع دیگران دنبال کرده و گرنه همه چیز را از دست می دهند. وی نیاز دارد که حشد‌‌‌الشعبی را نیز مهار کرده و با تقویت مشارکت اهل سنت موازنه قوا را به سمت توقف درگیری ها و تقویت رویکردهای تعاملی متحول سازد. شکاف موجود در حشد الشعبی ظرفیت مثبتی برای او ایجاد می کند. در این راستا همراهی مقتدی صدر عامل کلیدی است که می تواند با استفاده از این اهرم جریان های همسو با نهاد ولایت فقیه و شاخه نظامی آن سپاه قدس را مهار کند. حمایت آیت الله سیستانی و همراهی روحانیت عراقی و ان دسته از مبارزان علیه داعش که بر‌‌اساس فتوی آیت الله سیستانی بسیج شده بودند، نیز عاملی تعیین کننده است.

اما سناریوی دوم حالت بدبینانه است که کاظمی نیز سرنوشتی متفاوتی با اسلاف خود پیدا نمی کند. در این حالت حشدالعشبی به نیابت از جمهوری اسلامی ایران به کارشکنی ها ادامه داده و در گیری بین دولت های ایران و آمریکا ادامه پیدا می کند. در این شرایط یا کاظمی خنثی شده و توان مقاومت را از دست می دهد و مورد حمله مردم ناامید قرار می گیرد و یا مانند عبدالمهدی به سمت جمهوری اسلامی ایران متمایل می شود. در این سناریو باز مقتدی صدر و فراکسیون صائرون نقش مهمی دارند، اگر رویکرد ضد‌‌آمریکایی مسئله اصلی آنها شود، آنگاه اوضاع در عراق به نفع جمهوری اسلامی ایران می شود. منتهی بدترین حالت در این وضعیت گسترش واگرایی در عراق و تقویت دیدگاه‌‌‌‌‌‌‌‌هایی است که تجزیه عراق به سه منطقه را اجتناب‌‌‌ناپذیر می دانند.

حال باید دید در مهلت سه روزه، مصطفی کاظمی چه کار خواهد کرد، ترکیب کابینه پیشنهادی وی نیز متغیری اثر‌‌گذار خواهد بود.

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon