شکست مانور مشروعیت نظام و هراس حامیان منطقه‌ای

علی افشاری - انتخابات مجلس یازدهم علاوه بر ابعاد داخلی، پیامدهای خارجی هم داشت. در واقع نحوه برخورد جامعه ایران بعد از اتفاقاتی چون "سرکوب خونین اعتراضات آبان ماه"، "تشییع جنازه قاسم سلیمانی" و "هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری در جریان انتقام گیری از دولت آمریکا" به انتخابات مجلس در مدار توجه دنیا و خاورمیانه قرار داشت. این توجه تا آنجایی اهمیت داشت که خامنه ای چند روز مانده قبل از روز انتخابات در سخنرانی عمومی به آن واکنش نشان داد و با طرح نگرانی «کشورهای دوست» به آنها اطمینان خاطر داد که نگران نباشند و «مردم ایران کارشان را خواهند کرد». حسن روحانی نیز در موضعگیری جداگانه نیز مشارکت گسترده مردم را به پاسخی به رویکرد تهاجمی دولت آمریکا جلوه داد که مردم با رای خود نشان می دهند که برنامه دولت آمریکا در ایجاد شکاف بین حکومت و مردم موفق نبوده است.

اما نتیجه انتخابات فراتر از تصورات فقدان مشروعیت نظام و دستان خالی آن در بسیج جامعه برای حمایت را آشکار ساخت. مطابق نرخ رسمی مشارکت، کمترین شرکت در انتخابات های طول تاریخ جمهوری اسلامی رخ داد. عدد 43 درصد اعلام شده که البته بر مبنای عدد تخمینی جمعیت 18 سال به بالای کشور در سال 98 مطابق داده های مرکز آمار 42 درصد می شود، با واقعیت اختلاف زیادی دارد. همچنین این نرخ بر اساس آراء ماخوذه است؛ اما با توجه به میزان بی سابقه رای های باطله در این انتخابات می توان نرخ مشارکت رسمی بر اساس آراء صحیح را در حد 38 درصد تخمین زد. شواهد نشان می دهد نرخ مشارکت واقعی انتخابات مجلس یازدهم در محدوده 25 تا 29 درصد است. بدینترتیب امتناع اکثریت مردم ایران در انتخاباتی که از سوی مقامات نظام فرصتی برای مانور مشروعیت محسوب می شد و از سوی محمدی گلپایگانی رئیس دفتر بیت رهبری «بیعت مردم با نظام» نام گرفته بود، شکست بزرگی بود که پیامدهای خارجی دارد.


حال "کشورهای دوست" به قول خامنه ای که در اصل شبکه نیروهای بنیادگرامی اسلامی شیعه محور همسو با نظام هستند و تحت مدیریت کلان سپاه قدس فعالیت می کنند، نه تنها نگرانی شان برطرف نشد بلکه دچار تردید می شوند. تا کنون مقامات نظام در عرصه بین المللی بر روی آمار بالای شرکت در انتخابات ها مانور می دادند و آن را نشانه مقبولیت مردمی خود می دانستند. اما اینک عریان بودن نظام از محبوبیت مردمی در مقابل دیدگان افکار عمومی جهان قرار گرفته است.


اکنون بحران عمیق مشروعیت نظام علاوه بر بحران‌های دیگر چون کارآمدی و همبستگی در سپهر جهانی نمایان شده است. موقعیت سیاسی نیروهای همسو در منطقه و کشورهای اسلامی تا میزانی در کشورهای تابعه به پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی وابسته است. کاهش شمار حامیان نظام و افزایش ریزش پایگاه اجتماعی آنها را آسیب پذیر می سازد و به لحاظ گفتمانی و سیاسی آنها را در کشورهای هدف ضعیف می کند. طبیعی است وقتی پارادایم بنیادگرایی اسلامی شیعه محور از سوی اکثریت مردم ایران به صورت عینی طرد شده است، کار برای تبلیغ مرام آنها در خارج از مرزهای ایران دشوار می گردد.


دوم خرداد 76 و رای نه مردم ایران به خامنه ای و کاندیدای مورد حمایت نهاد ولایت فقیه، حزب الله لبنان را برای مدتی به اندیشه واداشت. آنها در حال بررسی بودند که آیا تحولی ماندگار در عرصه سیاسی ایران رخ داده است. مقامات دفتر سیاسی حزب الله لبنان برای مدتی ارزیابی می کردند اگر آن اتفاق پایدار شود، خود را تطبیق بدهند و به سمت اسلام گرایی متعادل متمایل شوند. اما ناکامی جنبش اصلاحی دوم خرداد باعث شد تا به دنباله روی از نهاد ولایت فقیه ادامه دهند. موفقیت نظام در آوردگاه های بعدی نیز باعث شد تا آنها با اطمینان خاطر بیشتری سیاست های دیکته شده از سوی خامنه ای را دنبال کنند.


البته الان هم بعید است آنها و حشد الشعبی در عراق و حوثی های یمن در سیاست های شان در کوتاه مدت تجدید نظر کنند؛ بخصوص که وابستگی شان بیشتر شده است، اما تزلزلی در بین آنها ایجاد می شود. از همه مهمتر مخالفان آنها در کشورهای هدف روحیه بیشتری گرفته و امتناع از رای اکثریت مردم ایران را به منزله شکست جمهوری اسلامی تلقی می کنند؛ بدینترتیب موازنه قوای روانی به نفع نیروهای مخالف شبکه نیروهای بنیادگرای اسلامی شیعی محور دگرگون می شود.


در عراق که اعتراضات مردمی گسترده و دامنه داری جریان دارد، شرایط برای حشدالشعبی سخت تر می شود. به موازات همسویی حکومت با شبکه نیروهای متحد، مردم مخالف این سیاست ها نیز به سمت نزدیکی می روند. نتیجه انتخابات مجلس از زاویه مشارکت در در انتخابات این نزدیکی را شتاب می دهد؛ بخصوص که مخالفت با مداخله خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی یکی از دلایل روی گردانی اکثریت مردم ایران از مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم بود.


اساسا موقعیت نیروهای فوق در نهایت تابعی از ریشه داشتن در جوامع شان هست؛ بنابراین فقدان مقبولیت نظام وقتی از پرده بیرون می افتد و دیگر ذهنی نیست، آنها را به تامل وا می دارد. این تامل وقتی معلوم شود که جمهوری اسلامی فاقد آینده است، می تواند آنها را به سمت دوری و تطبیق با گرایش اکثریت جامعه ایران بکشاند. البته گرایش هایی در آنها وجود دارد که حتی به نفع حکومت در رویارویی داخلی ایران وارد شوند و نظام نیز ممکن است وقتی در تنگنا قرار بگیرد از این ظرفیت استفاده کند. اما وقتی موازنه قوا در ایران به نفع مخالفان تثبیت گردد این گرایش های تقریبا ماموریت ناممکنی خواهند داشت تا چنین سیاستی را عملی سازند و در مقابل گرایش های تجدید نظر طلب مقاومت کنند؛ از اینرو می توان گفت نتیجه انتخابات مجلس یازدهم این پتانسیل را دارد که آرایش نیروها در منطقه را به نفع نیروهای میانه رو و قائل به تعامل ملت ها دگرگون سازد. البته نوع برخورد نیروهای مخالف در ایران نیز اهمیت دارد تا جا برای تغییر و انعطاف را در آنها ایجاد کرده و برخورد مطلق منفی با آنها نداشته باشند.






© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon