علی افشاری - جمهوری «اشتباه» ویا «خطاکاران»

علی افشاری - هدف قرار گرفتن موشکی ناوچه کنارک توسط ناو جماران در رزمایش نیروی دریایی ارتش که به جان‌باختن ۱۹ نفر منجر شد، از اتفاقات اندوهبار روزهای گذشته بود. این دومین خطای بزرگ و مرگبار نظامی بعد از سه ماه از ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط پدافند هوایی سپاه پاسداران بود.

اگرچه در تمرین‌ها و مانورهای نظامی در ارتش‌های دنیا تلفات انسانی رایج است. منتهی در کشورهایی پیشرفته اتفاقات مرگبار خارج از جبهه‌های درگیری به دلیل عدم آمادگی نظامیان رخ می دهد و اشتباه مدیریتی و سخت افزاری وجود ندارد. در اتفاقات دلخراش رخ داده در ایران، ساختار مدیریتی، تجهیزاتی و لجستیکی ارتش و سپاه ضعف‌های بزرگی را نشان داده اند، تازه اینها در شرایطی رخ داده است که ایران درگیری رویارویی نظامی مستقیم نیست و از این زاویه فشاری بر مجموعه نظامی و دفاعی کشور وجود ندارد.

ادعای اولیه مبنی بر وجود نقص فنی در موشک با تردید جدی کارشناسان مواجه شده‌است، چون معمولا در مراکز تولیدی موشک‌های نظامی کنترل بالایی در قسمت کنترل کیفیت محصول تولیدشده انجام می‎شود. مجموعه تحویل گیرنده موشک نیز تست‌های متعددی را انجام می دهد. همچنین ابزارهای کنترلی متعددی برای اطمینان از عملکرد درست موشک قبل از پرتاب وجود دارد. علاوه بر آن هر موشک یک لاگ بوک دارد که تمامی متغیرها در آن ثبت شده است. یک نسخه از این لاگ بوک در اختیار شرکت سازنده و دیگری در اختیار مجموعه نظامی دریافت کننده موشک است. اجتمال اینکه ناوچه کنارک جهت‌گیری و مکان‌یابی درستی نداشته و در نتیجه سطح مقطعی ناوچه در رادار فار نهائی موشک بزرگ‌تر از هدف فرضی رویت شده قابل اعتنا است؛ بدینترتیب موشک به طرف کنارک سمت‌گیری نهایی‌اش را انجام داده است. احتمال دیگر خطای انسانی اپراتور شلیک کننده موشک است.

در تمامی این احتمالات خطای انسانی و سیستماتیک و ضعف سیستم‌های کنترلی مشاهده می‌شود. تکرر و تعدد این اشتباهات در بازه‌های زمانی کوتاه ‌مدت و بخصوص گاف بزرگ فرماندهی سپاه در اعلام کشف دستگاه ویروس یاب که از امواج الکترو‌مغناطیس استفاده می‌کند!!! نشان ‌می دهد اشتباهات از سطح فردی بالاتر رفته و حالت سیستماتیک پیدا کرده‌‌است.

بخصوص اگر روند تحولات در چهار دهه اخیر مورد توجه قرار بگیرد که ابتدا با اعلام تعهد بر تخصص، اصل شایسته سالاری و سپردن هر کار به اهل فن و متخصصان مربوطه نفی شد. مراد از تعهد هم وفاداری به نهاد ولایت فقیه و هسته سخت قدرت بود که گفتمان واپسگرای بیناد‌‌گرایی اسلامی شیعه‌محور را دنبال کرده و می‌کند. سپس به مرور ساختارهای کلان مدیریتی و اداری کشور به سمت رشد انحصار‌طلبی، کاهش مجاری مشارکت سیاسی، تنگ‌تر شدن حلقه مدیران و گسترش حامی پروری و ارادت سالاری حرکت کرد.

چرخه محدود مدیران کنونی نیز عمدتا کسانی هستند که با تحمیل هزینه‌های کلان به کشور و استفاده از اموال عمومی کارآموزی کرده تا دانش و مهارت متعارف را کسب کنند.

این وضعیت باعث شد تا در دهه اول حیات جمهوری اسلامی شماری از فرماندهان و نیروهای نظامی هدف «آتش خودی» قرار بگیرند. بسیاری از این پرونده‌ها به صورت رازآلود باقی ماندند واجازه بررسی و مجازات مقصران داده نشد. روند فزاینده حذف و طرد و برکشیدن عناصر مطیع و بله قربان گو در مراکز نظامی با شدت بیشتری اجرا شد. خامنه‌ای با توجه به نگاه پارانوئیایی که دارد و سوء ظن شدیدی که دچارش هست، حساسیت زیادی نسبت به فرماندهان سپاه و ارتش نشان داده و کوچکترین نافرمانی و اختلاف نظری را تحمل نکرده‌است. در نتیجه نه تنها فرماندهی سپاه که از ابتدا هم کارایی و مهارت بالایی نداشت، دچار افت مرتبه شده، بلکه کیفیت فرماندهی ارتش نیز با مداخلات مکرر نهاد ولایت فقیه که سررشته‌ای از امور نظامی ندارد، تنزل پیدا کرده‌است.

شلختگی، بی‌مبالاتی، بی اعتنایی به وجدان کاری، کندی و سوء مدیریت، فساد و ناکارآمدی همه اجزاء نهاد‌های حکومتی را در بر گرفته است. در این چارچوب غلط نیست، اگر گفته شود، خطاها و اشتباهات عمدتا فردی نیستند، بلکه در متن یک ساختار غلط بوقوع می‌پیوندند.

در واقع جمهوری اسلامی ایران "جمهوری اشتباه" یا "جمهوری اشتباهی" است که هیچ نشانی از یک جمهوری متعارف ندارد و حکومت خطاکاران است. چه بسا استقرار جمهوری اسلامی در شکل تاریخی بزرگ‌ترین خطای تاریخ معاصر ایران باشد.

اشتباهات تمام نشدنی، اتلاف منابع، سیاست‌های ناکارِآمد، فقدان درس آموزی از تجارب، امتناع از اصلاحات واقعی، انکار خطا، عذرخواهی نکردن از مردم، طلبکار بودن از جامعه ویژگی مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی است؛ هیچیک از روسای جمهوری یا وزرا یا روسای مجلس و قوه قضائیه عملکرد خود را دارای نقص و اشتباه نمی دانند. هر دو ولی فقیه خود را در جایگاه فرابشری دانسته و نیازی به ارزیابی و بازنگری در تصمیمات خود ندیده‌اند. آیت ‌الله خمینی در مواردی استثنایی مانند موافقت با نخست وزیری مهندس بازرگان گفت اشتباه کرده، که در واقع کار درست انجام داده بود. تنها صاحب‌منصب بالای جمهوری اسلامی که از ضرورت رفع اشتباهات و جبران خسارات گفت، آیت الله منتظری بود که تاوان سنگینی برای صداقت و روشن‌بینی خود پس داد.

نظارت‌گریزی و پاسخگو نبودن راس هرم قدرت، پایه اصلی خطای بالا در عملکرد نظام جمهوری اسلامی است که دیگر به اشتباه اعتیاد پیدا کرده و اصلاح در آن ممتنع شده است. ساختار قدرت بسته و ناکارآمد جمهوری اسلامی چنان متصلب و نامنعطف شده است که پذیرای تغییرات نیست.

این نظام با رویکرد انکار و سپس عادی سازی به مواحهه با اشتباهات پرداخته و سعی می‌کند صورت مسئله را پاک کند. به عنوان نمونه در ماجرای جان باختن ۱۹ پرسنل ارتش در هدف قرار گرفتن ناوچه کنارک ابتدا سعی شد موضوع مخفی کاری شود، بعد از اینکه معلوم شد چنین کاری ممکن نیست، به عادی سازی پرداخته شد که این اتفاق در همه جای دنیا رخ می دهد و آمریکا از این لحاظ وضعش از ایران بدتر است! گام بعدی نیز اعلام تشکیل گروه‌های مختلف و مشمول مرور زمان کردن ماجرا است تا این پرونده نیز به فهرست پرونده های باز تعیین تکلیف نشده قبلی اضافه شود.

بنابراین چاره کار تغییر کلیت نظام جمهوری اسلامی است تا بیش ازاین اشتباهات خرد و کلان کشور وملت را دچار آسیب نکند.

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon