چرا گره زدن اپوزیسیون و تغییرات سیاسی در ایران به ریاست جمهوری ترامپ مشکل ساز است

علی افشاری - عرصه سیاسی ایران از دوره دوم ریاست جمهوری سید محمد خاتمی تحت تاثیر فضای سیاسی آمریکا و بخصوص انتخابات های ریاست جمهوری قدرت اول اقتصادی و نظامی دنیا قرار گرفته است. با تصویب برجام و سپس خروج دولت آمریکا این وابستگی بیشتر شد. البته همیشه سیاست های قدرت های جهانی بر سرنوشت ایران و اتفاقات سیاسی عاملی اثرگذار در تاریخ معاصر بوده است اما وزن آن در دهه اخیر به نحو چشمگیری بیشتر شده است. بخشی از این تاثیر عامل روانی است که برخی از جامعه فکر می کنند حضور یک فرد از حزب جمهوری خواه یا دمکرات می تواند وضعیت سیاسی در ایران را به خودی خود دگرگون سازد. این برداشت با ارزیابی غلط از تعیین کنندگی نقش دولت آمریکا در مناسبات و تحولات سیاسی ایران در ماه های اخیر به نفع تداوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ سمت گیری کرده و پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری جاری آمریکا را اتقاقی مثبت بشمار آورده است. در این راستا ترجیح بایدن یا ترامپ شکافی در بین نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران پدید آورده است که ابعاد مختلفی دارد.

در ادامه مستقل از اینکه وارد بحث در مورد برتری بایدن یا ترامپ بشوم به نقد این نگاه می پردازم که گره زدن سیاست در ایران و بخصوص فضای اپوزیسیونل به ترامپ یا به طور کلی هر دولتمرد آمریکایی نه تنها اشتباه است بلکه پیامدهای منفی برای تغییرات سیاسی در ایران دارد.


البته پر رنگ شدن بیش از حد تاثیر رقابت های سیاسی آمریکا در عرصه عمومی ایران که فاصله زیادی با واقعیت دارد در اصل محصول سیاست های جمهوری اسلامی است که با تاکید بر راهبرد آمریکا ستیزی در سیاست خارجی و تلاش برای تغییر موازنه قوای منطقه ای به ضرر آمریکا و متحدانش باعث شد تا ایران در صف اول تهدیدات خارجی دولت آمریکا قرار گرفته و در نهایت تحریم های شدید و کمرشکنی از سوی این دولت علیه ایران اعمال شد. از این نقطه به بعد جمهوری اسلامی بر خلاف ادعاهای ظاهری ستیز با آمریکا عملا کشور و بخصوص عرصه اقتصادی را به آمریکا وابسته ساخت بگونه ای که سررشته خیلی از امور خرد تا کلان در ایران به این گره خورده است که کدام فرد یا حزب سکان اداره آمریکا را در دست می گیرد. در واقع سیاست خارجی جمهوری اسلامی جلوه ای منفی از استقلال را با تقلیل این مفهوم به ضدیت و تقابل دائمی در وجهی از روابط خارجی به بار آورد که مضرات آن کمتر از وابستگی نیست.


در واکنش به این فضا بخشی از جامعه و نیروهای سیاسی آن چنان بر تداوم ریاست جمهوری ترامپ اصرار می ورزند که گویی انتخاب جو بایدن بقای جمهوری اسلامی را تضمین کرده و همه چالش ها و ابرچالش ها به یک باره ناپدید می شوند!


این نگاه که نه درک درستی از مشکلات گوناگون سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ایران دارد و نه از سیاست در آمریکا ناخواسته مشکلاتی را برای پیگیری تغییرات سیاسی در ایران و گذار از جمهوری اسلامی پدید می آورد و حتی در شرایطی به لحاظ روانی فضا را می تواند برای تقویت اصلاح طلب ها مساعد کند.


ابرچالش ها در ایران آنقدر گسترده و عمیق است که حتی اگر به فرض محال فردا روابط جمهوری اسلامی و نظام سیاسی آمریکا عادی شود باز کوهی از مشکلات باقی است که بستر خلق اعتراضات و نارضایتی های آینده خواهد بود. عامل اصلی مشکلات اقتصادی و اداری در ایران سوء مدیریت، انباشت بی کفایتی ها، فساد سیستماتیک و تنگناهای ساختاری است. اما واقعگرایی سیاسی نشان می دهد که جنس نظام جمهوری اسلامی و دولت آمریکا متضاد بوده و تحت هیچ شرایطی این دو به سازگاری نرسیده و همیشه بحران برقرار خواهد بود. شاکله تاریخی جمهوری اسلامی بعد از قطع رابطه با آمریکا نضج گرفت و تا به امروز هسته سخت قدرت بر تداوم آن اصرار دارد. از سوی دیگر سیاست های راهبردی امنیتی و سیاست خارجی در آمریکا به تنهایی توسط شخص رئیس جمهور و یا حزب برنده در انتخابات تعیین نمی شوند بلکه عناصر و نهادهای متعددی در تصمیم سازی و تصمیم گیری مربوطه مشارکت دارند.


جو بایدن اگر رئیس جمهور شود باز وجه بحرانی با جمهوری اسلامی باقی می ماند و حداکثر دامنه و ابعاد آن تغییر می کند. ریاست جمهوری دونالد ترامپ نیز باز تغییری در این وضعیت ایجاد نمی کند که توافق جدیدی بین جمهوری اسلامی و ترامپ امضا شود. در چهار دهه گذشته روسای جمهور مختلفی از دو حزب دمکرات و جمهوری خواه بر سر کار بوده و همه آنها روابط تنش آلودی داشتند.


بر اساس فضا سازی برخی از گروه های نفوذ در آمریکا و تمایلات شماری از اپوزیسیون ایرانی به غلط این باور در افکار عمومی ایران طرح شد که دولت ترامپ در پی براندازی جمهوری اسلامی است! بارها و بارها مقامات دولت ترامپ اعلام کردند که تغییر نظام در سیاست های آنها نیست و فقط خواهان تغییر رفتار جمهوری اسلامی هستند. ترامپ پیش از انتخابات بر مخالفت با دمکراسی سازی و مداخله در سیاست کشور ها به دلیل نقض حقوق بشر مانور داد و اساسا در نگاه اقتصاد محور او جایی برای هزینه دادن جهت تغییر حکومت های استبدادی وجود ندارد. البته تحریم های کمرشکن و روحیه تهاجمی او شرایط سختی را برای جمهوری اسلامی ایجاد کرد که در عین حال مشکلاتی برای مردم ایران و تشدید چالش های توسعه ای نیز فراهم ساخت اما این اتفاقات وسیله او برای ایجاد فشار بر جمهوری اسلامی جهت نشستن پای مذاکره و توافق بر سر برجام 2 بود. تاثیرات سیاست های ترامپ در تشدید اعتراضات مقطعی است.


ملاحظات مد نظر ترامپ که قطعا در هنگام مذاکره تعداد آنها کاهش می یابد همه در حوزه ملاحظات امنیتی آمریکا بوده و خواست مردم ایران جایگاهی در آن ندارد. ترامپ هم در نهایت دنبال توافق با جمهوری اسلامی است و فرقش با بایدن شرایط سخت تر در مفاد مذاکره است تا شکلی تحقیر بار برای جمهوری اسلامی داشته باشد. بایدن هم خواهان تغییر رفتار جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی ومنطقه ای است. برجام با ریاست جمهوری بایدن هم احیا نمی شود. تیم بایدن به طور نسبی سختگیرتر از تیم باراک اوباما- جان کری هستند. ممکن است در کوتاه مدت با ریاست جمهوری بایدن فشارها بر جمهوری اسلامی کمتر گردد اما در ادامه وضعیت بحرانی شده و این بار بین اروپا و آمریکا همگرایی کامل برقرار می شود.


بدینترتیب با توجه به نکات پیش گفته در هر صورت خروجی ریاست جمهوری ترامپ یا بایدن بعد از سال 2021 فقط یک توافق امنیتی- راهبردی است که ارتباط مستقیمی با سیاست داخلی ایران ندارد. در هر دو حالت بعد از توافق تحریم ها برداشته می شوند. اکثر مبالغ فریز شده نیز خرج هزینه های جاری کشور می شود همچنانکه در گذشته شد. بنابراین تفاوت بزرگ و جریان سازی وجود ندارد همانطور که بر خلاف فضاسازی های تبلیغاتی تاثیرات عملی برخوردهای اوباما و ترامپ با اعتراضات سال های 88 و 96 ایران تفاوتی نداشت. مداخله خارجی در شکل اشغال نظامی عراق و افغانستان در عرصه سیاسی آمریکا فعلا تا اطلاع ثانوی پرونده اش بسته شده و شخص ترامپ از مخالفان جدی آن است. اما اگر هم بشود و کار به رویارویی نظامی بکشد برایند تاثیرات آن بر امنیت و ثبات ایران و وضعیت کشور و نیروهای جامعه مدنی منفی است. اساسا گسترش تنش در حوزه سیاست خارجی و پیامد آن در تشدید وضعیت معیشتی برای توسعه سیاسی و گذار به دمکراسی بیشتر تهدید است تا فرصت.


اما ایراد اصلی این نگرش که عده ای عامدانه به آن دامن می زنند ضربه به اراده و تلاش جمعی برای تغییر است. نیاز به مبارزه و تلاش برای تغییرات سیاسی و اجتماعی وجود دارد چه ترامپ رئیس جمهور آمریکا شود چه بایدن. دولت آمریکا و‌ کلا معادلات خارجی اثرگذار است اما تعیین کننده نیست، عناصر داخلی متغیر اصلی تعیین سرنوشت آینده ایران است، حال اگر توجهات از تمرکز بر تقویت مبارزات مردم بنیاد و تغییرات درونزا منحرف شود و امید به مداخله خارجی جایگزین آن شود، عملا فشار بر جمهوری اسلامی در عرصه سیاسی و میدانی کمتر شده و اپوزیسیون ضعیف می گردد. دولت آمریکا و قدرت های خارجی موقعی می توانند اثرگذار شوند که جنبش اعتراضی بزرگ در داخل کشور شکل گرفته و ماشین سرکوب حکومت زمینگیر شود. در این شرایط آنها می توانند از خواست مردم معترض حمایت کرده و خواهان انتقال قدرت به مردم شوند. حمایت خارجی جایگزین مبارزات مردم نیست بلکه مقوم آن در شرایطی است که حرکت اعتراضی گسترده شکل گرفته و موازنه قوا را به نفع تغییرات سیاسی تغییر داده است.


تاکید بیش از اندازه و بزرگ نمایی نقش آمریکا در سیاست ایران که منجر به گره زدن سرنوشت سیاست و اپوزیسیون ایران به استمرار حضور ترامپ در کاخ سفید در ذهنیت برخی شده هم منشا اصلی مبارزه در ایران را تحت الشعاع قرار می دهد هم شکست محتمل او موجی از یاس و اندوه را در بخشی از نیروهای خواهان تغییر و معترض ایجاد می کند؛ همچنین همزمان کمک می کند تا نظام و بویژه جناح اصلاح طلب به عنوان یک عامل روانی از این مساله برای تقویت موضع خود بهره برداری کنند. در حالی که برخورد درست تاکید بر مستقل بودن حوزه مبارزه سیاسی با جمهوری اسلامی از مناسبات سیاسی قدرت های جهانی است.


با توجه به ویژگی های شخصیتی و دیدگاه های سیاسی ترامپ و بخصوص تاثیرات منفی او در تضعیف دمکراسی در دنیا حساب کردن روی او برای تقویت موقعیت معترضان خطای بزرگ دیگری است که در میان مدت خودش را نشان می دهد.


در حوصله این مطلب نیست که تاثیرات ریاست جمهوری ترامپ و بایدن مقایسه شود که خود موضوع یک مقاله جداگانه می تواند باشد اما به اختصار می توان گفت ریاست جمهوری بایدن در میان مدت و دراز مدت به طور نسبی بیشتر به نفع جنبش دمکراسی خواهی ایران است. در عین حال باید توجه داشت که دولت آمریکا و هر که رئیس جمهور آن شود در نهایت نقشی ثانوی در ایران خواهد داشت. اعتراضات، اعتصابات، مقاومت منفی، نافرمانی، مقاومت متحد، امتناع از اعطای هر گونه مشروعیت به سازوکار سیاسی و انتخاباتی جمهوری اسلامی و رویارویی های سیاسی و اجتماعی متن سیاست اعتراضی و انتقادی در ایران هستند.

.



© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon