علی افشاری - چین و چالش آغاز انحطاط

علی افشاری - موقعیت نظام سیاسی چین در دنیا یکی از موضوعات چالشی و بحث برانگیز است که نقشی مهم در شکل دادن به نقشه منازعات و مناسبات سیاسی در دنیا دارد. دو رویکرد نقاط حد مرزی بحث را تشکیل می دهند که یکی بر استمرار قدرت نوظهور چین تکیه دارد که می تواند در دهه آینده از اقتصاد آمریکا پیشی بگیرد. ابتنای این پیشبینی بر رشد خیره کننده اقتصادی چین در دهه گذشته و گسترش نفوذ آن در بازارهای کالاهای مصرفی و سرمایه ای دنیا است. البته تصورات و اهداف آرزواندیشانه نهادهای حاکمیتی چین در انتشار این دیدگاه در دنیا اثرگذار بوده که تصور می کنند رشد اقتصادی بالای چین توقف ناپذیر است. جاستین لی یوفین استاد دانشگاه پکینگ و اقتصاد دان ارشد بانک جهانی از شاخص ترین افرادی است که در تلقی خوشبینانه معتقد هستند چین در سال 2030 میلادی قدرت اول اقتصادی دنیا می شود. اما در نقطه متضاد نگرشی دیگر معتقد است چین به اوج رشد اقتصادی خود رسیده و دوران نزول آن شروع شده است .در واقع پیک خود را رد کرده و رشد اقتصادی چین بواسطه پدیده قرار گرفتن در "دام درآمد متوسط" ( Middle Income Trap) به سمت ثبات و مسطح شدن در حرکت است.

داوری در این خصوص به دلیل پیچیدگی و وحود متغیرهای نامعلوم دشوار است اما می توان گفت بحران زیستی کرونا علی رغم ارزیابی های اولیه وضعیت را برای تحقق سناریوی افول چین مساعد ساخته است. اگرچه تنها کشوری است که سال 2020 را با رشد اقتصادی مثبت (در حدود 2 درصد) به پایان می رساند اما سیر نزولی این شاخص از سال 2010 به بعد و بخصوص از دست دادن نرخ رشد دو رقمی که برای هژمونی چین در اقتصاد دنیا بایستگی دارد، تردید ایجاد می کند که چین بتواند روند رو به رشد اقتصادی خود را به صورت فزاینده ادامه دهد.


بحران زیستی کرونا باعث شده تا کشورهای دنیا در فکر کاهش مراودات تجاری و بخصوص قطع وابستگی اقتصادی راهبردی به چین باشند. کیفیت پایین ماسک و دستکش های چینی ها و دیگر اقلام حفاظتی باعث شد تا دیلماسی ماسک پکن به اهداف مورد نظر نرسد. البته تنگناهای رشد اقتصاد چین قبل از شیوع بیماری مرگبار کووید19 شروع شد.


چین در سال 2019 کمترین رشد اقتصادی از سال 1992 به بعد را تجربه کرد و زنگ های خطر به صدا در آمد. همچنین جدا از جنگ تجاری آمریکا در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ و آغاز تلاش های مهار کننده در دولت دوم باراک اوباما، متغیرهای داخلی نقش مهمی در کاهش شتاب افزایش حجم تولید ناخالص داخلی سالانه چین داشته اند. درآمد سرانه چین بعد از رشد بالا در سال های اولیه هزاره سوم میلادی در حد متوسط باقی ماند و به دلیل عدم نیروی محرکه اقتصادی نتوانست به درآمدهای بالا ارتقا پیدا کند. افزایش سطح دستمزدها و چالش های موجود در زمینه تولید کالاها و خدمات با درجه فناوری بالا وارزش افزوده بیشتر باعث شد مزیت رقابت پذیری چین در عرصه صادرات کاهش پیدا کند. البته هنوز چین در صادرات توانا است اما قدرت سابق را ندارد.


به همین دلیل شی‌جین‌ پینگ رئیس جمهور چین اجرای استراتژی «چرخش دوگانه» (dual-circulation) را امسال اعلام کرد تا در کنار توسعه صادرات و پیگیری سیاست پیرامون سازی اقتصادی در سطح جهانی بزرگ کردن سطح اقتصاد داخلی برای مهار چالش های مربوط به رشد سریع اقتصادی در دستور کار قرار گیرد. در واقع دولت چین می خواهد با افزایش تقاضای داخلی آسیب پذیری اش نسبت به تعاملات خارجی را کاهش دهد. اما این سیاست در صورت موفقیت منجر به افزایش سطح دستمزدها شده و مزیت رقابتی کالاهای چینی در سطح جهانی را کم رنگ تر می کند. چین علی رغم سرمایه گذاری های زیاد هنوز در فناوری های پیشرفته، ابتکارات و اختراعات نوین و دانش های تخصصی قابلیت های بالایی ندارد. در زمینه واکسن کرونا در حالی که چین اولین کشوری بود که این ویروس در آنجا گسترش یافت اما شرکت های چینی از شرکت های امریکایی عقب افتادند و هنوز نتوانستند واکسنی با کیفیت دو شرکت آمریکایی فایزر و مادرنا تهیه و تولید کنند.


به نظر می رسد جین پینگ مشابه دیگر سیاست های بلندپروازانه اش چون «ابتکار کمربند-راه» دست به اتخاذ تغییری پر ریسک در سیاست های کلان اقتصادی چین زده است که البته از زاویه ای برای حفظ رشد فزاینده اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.


اما اقدامات دیگر رئیس جمهور چین در تشدید شکاف دولت- ملت محدودیت هایی را برای توانمند سازی بازار داخلی چین ایجاد کرده است. او میزان سانسور را به میزان زیادی افزایش داده بگونه‌ای که به مرز دوران مائو نزدیک شده است. همزمان فشار بر قزاق، اویغور و دیگر اقلیت‎‌های مسلمان را به میزان بی‌سابقه ای تشدید کرده و جنبش دمکراسی‌خواهی هنگ کنگ را با بازداشت صدها وکیل، روزنامه‌نگار و فعال‌حقوق بشری سرکوب کرده‌است. نادیده گرفتن سیستم حکمرانی متمایز هنگ کنگ و ادغام آن در نظام سیاسی کمونیستی چین تنش ها با غرب و همسایگان را افزایش داده است.


همچنین وی با کاهش حوزه نظارت حزب کمونیست چین نفوذ رئیس جمهور بر نهاد‌های نظامی و امنیتی را تحکیم کرده است. از سویی دیگر با گسترش ساختارهای کنترل و شنود رفتار و مکالمات مردم و تشدید تصمیم‌گیری متمرکز در امور اقتصادی باعث تجمیع بیشتر سرمایه‌ها در دست موسسات و بنگاه‌های تجاری و صنعتی دولتی شده‌است. جین پینگ رویکرد نظام سیاسی چین را با متوقف کردن مولفه‌هایی چون پراگماتیسم در سیاست، تصمیم گیری بر اساس اجماع در بلوک قدرت و انعطاف در ملاحظات ایدئولوژیک دگرگون ساخت. مدیریت وی با دگماتیسم و سرسختی بر سر ایدئولوژی، مشت آهنین در برابر اقلیت‌های مذهبی و مخالفان سیاسی و رویکرد تهاجمی در سیاست خارجی " همراه بوده است. در حوزه ژئوپلتیک درگیری ها با ژاپن و هند در محدوده های اقیانوس های آرام و هند و همچنین با آمریکا در دریای حنوبی چین ضمن گسترش سطح منازعه باعث آشکار شدن تنگناهای گسترش حوزه ژئوپلتیکی چین شده است. الان همه کشورهای پیرامونی چین و حتی استرالیا و ویتنام منهای کره شمالی با افزایش بودجه های دفاعی در صدد مهار توسعه طلبی چین هستند. نتیجه این اقدامات ایجاد تزلزل اقتصادی، تشدید فضای تقابلی و خصمانه در روابط خارجی و افزایش مقاومت در جامعه در برابر گسترش سانسور، اختناق، سرکوب و تعقیب و مراقبت در جامعه چین بوده است.


روابط راهبردی نظامی با روسیه نیز هنوز به سطح سیاسی و اقتصادی تعمیم نیافته و رقابت در اروپا بر آن سایه افکنده است. همچنین در داخل حزب کمونیست چین تا جدی واگرایی ایجاد شده و برخی از رهبران حزب نسبت به سرنوشت آینده حزب کمونیست چین نگران شده اند. در چنین فضایی موفقیت ایجاد نیروی محرکه اقتصادی برای حفظ رشد بالا و دستیابی دوباره به نرخ رشد اقتصادی دو رقمی در هاله ای از ابهام است.


عوامل دیگر نهادی و پدیداری نیز هستند که مانعی در برابر رشد صعودی چین هستند. نخست پیر شدن جمعیت چین است که بعد از چند دهه اعمال سیاست تک فرزندی حال سهم جوانان در جمعیت چین و بخصوص نیروهای موجود در بازار کار کاهش یافته است. این عامل باعث شده تا بازدهی نیروی انسانی در بازار کار کاهش یابد. اعطا مجوز برای داشتن دو فرزند به لحاظ قانونی امکان افزایش جمعیت جوان را ایجاد کرده ولی فرهنگ شکل گرفته در دهه ها حاکمیت تک فرزندی اجازه تحقق آن را تا کنون نداده و چشم انداز روشنی هم برای آینده مشاهده نمی شود. شرایط حاکم بر زندگی در چین نیز برای مهاجرت گسترده جذابیت ندارد.


تعارض نظام بسته سیاسی با اقتصاد آزاد و تمایل به حفظ انحصارات دولتی دیگر چالش راهبردی است. تاریخ توسعه جوامع در دنیا این فرضیه را قوت می بخشد که نظام های بسته سیاسی و فاقد پیوند اندام وار با جامعه نمی توانند در درازمدت رشد پایدار اقتصادی را تجربه کنند وناگزیر از افول و انحطاط هستند.


تلاش دولت چین برای طرح الگوی تلفیقی اقتدارگرایی سیاسی و اقتصاد بازار به عنوان آلترناتیو دمکراسی (لیبرال یا سوسیال) در دنیا و تبلیغ علیه لیبرال دمکراسی باعث تشدید تقابل راهبردی غرب شده است که حتی جو بایدن نیز مجبور است برای مهار چین چاره اندیشی داشته باشد اگرچه بعید است مانند ترامپ به جنگ تجاری متوسل شده و رهبری جهانی شدن تجارت و مبادلات اجتماعی را به چین بسپرد.


بنابراین با توجه به موارد می توان نتیجه گرفت که احتمال سپری شدن عصر طلایی چین بالا باشد. غلط نیست اگر گفته شود که یکی از ویژگی های مهم دنیای پساکرونا آشکار شدن محدودیت رشد اقتصادی چین و کوچک شدن تدریجی حجم اقتصاد آن با تسطیح سطح منحنی رشد تولید ناخالص داخلی سالانه باشد.


© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon