رئیس دفتر ریاست جمهوری ایران کیست و چرا نامش خبرساز شد؟

آرش حسن‌نیا - برکناری یا عزل وزیر، در دولت حسن روحانی امر مرسومی نبود، وزرا به فرض اختلاف با رئیس دولت یا نزدیکانش یا استعفا را انتخاب می‌کردند یا تحمل می‌شدند تا عمر دولت به پایان برسد، از این رو برکناری رضا رحمانی از وزارت صمت که در ۲۲ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۹ با حکم رئیس‌جمهوری ردای وزارت از تن بیرون کرد، در نوع خود شگفت‌انگیز بود.

این شگفت‌انگیزی زمانی دو چندان شد که در نامه سرگشاده رضا رحمانی به رئیس‌جمهوری، مشخص شد که در فرآیند اخراج او از دولت، پای کس دیگری در میان بوده است، هرچند که رحمانی راهی بر خلاف عزم دولت در پیش گرفته بود اما آنکه در نهایت به رحمانی زنهار و هشدار داده بود، کسی به جز رئیس دولت بود. کسی که تا پیش از این، از نقش موثر او در دولت و نفوذش بر رئیس‌جمهوری سخن بسیار رفته بود؛ محمود واعظی، رئیس دفتر حسن روحانی.


تا پیش از آنکه اسفندیار رحیم مشایی در مردادماه ۸۸، حکم رئیس دفتری رئیس‌جمهوری ایران را از محمود احمدی‌نژاد بگیرد، پست رئیس دفتر رئیس‌جمهوری آنقدرها مورد توجه نبود.


نه اینکه این سمت، جایگاهی کم اهمیت باشد، اما معمولا ریاست بر دفتر رئیس‌جمهوری ارج و قرب خود را از بابت همراهی مداوم رئیس دفتر با بالاترین مقام اجرایی، هماهنگی برای دیدارها و ملاقات رئیس‌جمهوری، تقدم و تاخر این دیدارها و اثرگذاری معنوی بر رئیس دولت وام‌ می گرفت.


رئیس دفتر به مثابه معاون اول


اما داستان این پست اداری پس از اسفندیار رحیم مشایی داستان دیگری شد، رحیم مشایی در دولت دوم محمود احمدی‌نژاد حکم معاون اولی گرفت، اصولگرایان سنتی و منتقدان احمدی‌نژاد از تاثیر او بر رئیس‌جمهوری بیم داشتند و او را رهبر "جریان انحرافی" می‌نامیدند، نظرات غیرمعمول رحیم مشایی درباره مضوعات مختلف نیز به داستان‌سرایی‌های پیرامون او دامن می‌زد با این حال قابل پیش‌بینی نبود که مخالفت با معاون اولی او با نامه‌ای رقم بخورد که امضای بالاترین مقام حکومتی یعنی آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران پای آن بود.


اگرچه خیلی‌ها تصور می‌کردند پس از آن نامه و حکم رهبر ایران عمر سیاسی اسفندیار رحیم مشایی به پایان رسیده است، اما یک هفته بعد احمدی‌نژاد همه را شوکه کرد. او اسفندیار رحیم‌مشایی را به ریاست دفتری خود نشاند تا شبهه‌ها درباره رابطه مرید و مرادی این دو پررنگ‌تر شود.


با جاگیر شدن رحیم مشایی در دفتر رئیس‌جمهوری ایران، وظایف معمول و سنتی معاون اولی ریاست جمهوری نیز نانوشته و بدون حکم به رئیس دفتر تفویض شد.


حالا دیگر اسفندیار رحیم مشایی همه کاره داخل دولت بود، همراهی یا مخالفت با او، مستوجب پاداش و عقاب می‌شد و آن طور که منتقدان احمدی‌نژاد دوست داشتند وانمود کنند، رحیم مشایی دولت و ریئس دولت را یکجا اداره می‌کرد.


اما عمر ریاست بر دفتر رئیس دولت دهم تا پایان عمر دولت ادامه نیافت و رحیم مشایی که آرزوی ریاست‌جمهوری پس از احمدی‌نژاد را در سر می‌پروراند، نامزد انتخابات بعدی شد که البته با ردصلاحیت شورای نگهبان راهی به آن رقابت نیافت.


پس از رحیم مشایی، رئیس دفتری رئیس‌جمهوری به جایگاه پیشین اداری بازگشت، دوره نه چندان طولانی باقی مانده از دولت دهم با رئیس دفتری حسن موسوی گذشت.


بازگشت به سنت‌ها


محمد نهاوندیان، رئیس دفتر حسن روحانی در دولت یازدهم نیز رئیس‌دفتر به مثابه معاون اول نبود، او همچون اسلاف خود به وظایف سنتی رئیس دفتری روی آورد و رتق و فتق امور دفتر رئیس‌جمهوری، انجام امور اداری، هماهنگی دیدارها، سفرها و ملاقات و مشاوره به حسن روحانی، شرح وظایف محمد نهاوندیان بود که البته وظایفی کم اهمیت به شمار نمی‌رفت.


محمود واعظی همراه با چند تن از دیگر هم حزبی‌های حسن روحانی که چند سالی را در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام او گذرانده بودند حلقه اول رئیس جمهوری جدید به شمار می‌آمدند.


آنها روزگاری به پای هم ایستاده بودند که "حزب اعتدال و توسعه" و حسن روحانی، بازاری کم رونق در فضای سیاسی ایران داشت اما حال دولت را در اختیار داشتند.


از آن جمع محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات شد، محمدباقر نوبخت به ریاست سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی رسید.


اکبر ترکان، دبیری شورای هماهنگی مناطق آزاد را عهده‌دار شد و محمدرضا نعمت زاده بر صندلی وزارت صنعت، معدن و تجارت تکیه زد.


مرتضی بانک دیگرعضو حزب اعتدال و توسعه و همراه حسن روحانی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع در دولت یازدهم معاون کل نهاد ریاست‌جمهوری شد تا حلقه یاران قدیمی، این بار در دولت گرد هم جمع شوند.


چیزی فراتر از وزیر ارتباطات


با اینکه محمود واعظی در دولت یازدهم کسوت وزارت برتن کرد اما آنچه او در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات سامان داد، فراتر از حوزه این وزارت‌خانه بود.


محمود واعظی با دست باز و از مسیر اجرای برنامه‌های "دولت الکترونیک" و "دولت همراه" توانست دیگر وزارت‌خانه‌های دولت را ملزم به پاسخگویی و گزارش‌دهی به وزارت ارتباطات کند.


واعظی را در این مسیر جمشید انصاری یاری می‌رساند که بعدها و با احیای سازمان امور اداری و استخدامی، ریاست این سازمان و معاونت رئیس‌جمهوری را در دست گرفت.


احیای رئیس دفتر به مثابه معاون اول


محمود واعظی معروف به "مهره‌چینی" است، او در وزارت ارتباطات برای پیشبرد برنامه‌های خود ابتدا راه خروج نصرالله جهانگرد، سایه سنگین اصلاح‌ط‌لبان در وزارت ارتباطات و تکنوکرات کهنه‌کاری همچون برات قنبری را هموار کرد تا با جایگزین کردن افرادی کمترشناخته شده اما احتمالا وفادار به خود، پروژه کادرسازی در وزارت ارتباطات کلید بخورد.


محصول کادرسازی واعظی در چهار سال نخست دولت حسن روحانی در دولت دوم به ثمر نشست، محمد جواد جهرمی در دولت دوازدهم با هماهنگی واعظی به جای او نشست و خود راهی دفتر رئیس‌جمهوری شد تا پروژه رئیس دفتر رئیس‌جمهوری به مثابه معاون اول، این بار در دل دولت دوازدهم احیا شود. هرچند که با وجود اسحاق جهانگیری باتجربه به عناون معاون اول، پروژه‌ای دشوار به نظر می‌آمد.


محمود واعظی در این سال‌ها در شماری از مهم‌ترین اتفاقات داخل دولت، نقش‌آفرین بوده و هر بار که این نقش آفرینی به بیرون از دولت درز کرده این پرسش مطرح شده است که به راستی نقش واعظی در دولت چیست؟ رابطه حسن روحانی و محمود واعظی چگونه است که او چنین دست بازی در دولت دارد؟


از خیابان خراسان تا کالیفرنیا


محمود واعظی متولد خردادماه ۱۳۳۱ در محله خیابان خراسان در جنوب تهران است، او دوران ابتدایی را در دبیرستان اسلامی صادقیه گذراند و دوران دبیرستان تا اخذ دیپلم ریاضی را در مدارس میرداماد و مروی پشت سر گذاشت.


ما شش برادر هستیم که سه نفرمان آمریکا بودیم و سه نفر دیگر در قم...دوستان به شوخی می‌گفتند که حاج آقا خیلی آینده‌نگرند زیرا سه تا از پسرهایشان را به قم و سه تا را به آمریکا فرستاده‌

واعظی در سال ۱۳۵۰ برای ادامه تحصیل عازم آمریکا شد، کالیفرنیا مقصد واعظی بود تا در دانشگاه ایالتی شهر ساکرامنتو مرکز ایالت کالیفرنیا در رشته مهندسی برق فارغ‌التحصیل شود. او تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد برق با گرایش مخابرات در دانشگاه ایالتی سن‌خوزه، دیگر شهر ایالت کالیفرنیا پی گرفت.


واعظی در گفت‌وگو با روزنامه "کارگزاران" می گوید: "ما شش برادر هستیم که سه نفرمان آمریکا بودیم و سه نفر دیگر در قم. یکی از برادرانم در حال حاضر رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم است. دیگری استاد دانشگاه است اما درس خارج خوانده و معاون فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی است، برادر دیگرم هم که درس خارج و علوم قدیم خوانده پزشک است. دوستان به شوخی می‌گفتند که حاج آقا خیلی آینده‌نگرند زیرا سه تا از پسرهایشان را به قم و سه تا را به آمریکا فرستاده‌اند."


به نظر می‌رسد واعظی آینده نگری و البته سیاست‌مداری را از پدر به ارث برده است. در زندگینامه‌ای که از واعظی برای آشنایی نمایندگان مجلس در زمان رای اعتماد به او منتشر شد، آمده است که واعظی در کل دوران اقامت در آمریکا عضو انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا بوده و مسوولیت‌های مختلفی هم در آن انجمن در زمینه فعالیت های سیاسی و مذهبی داشته است.


از جمله آنکه مسوولیت دبیری تشکیلات اعضای انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا را برعهده داشته است و از این رو به نوفل لوشاتو محل اقامات آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در دوره پیش از بهمن ۵۷ رفت وآمدی داشته است.


دوره حضور واعظی در آمریکا و عضویت او در انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا با دوران حضور و عضویت حسین موسویان، مجید تخت‌روانچی، سیروس ناصری، سعید امامی و محمدجوادظریف همزمان است که بعدها در دیگر سمت‌ها و پست‌ها و حلقه‌ها باز با برخی از آنان همکار می‌شود.


واعظی در حالی که برای اخذ مدرک دکترای مخابرات به ایالت لوئیزیانای آمریکا نقل مکان کرده بود با تغییر نظام سیاسی در ایران، درس را نیمه کاره رها کرد و به ایران بازگشت.


او در وزارت پست، تلگراف و تلفن وقت مشغول به کار شد و ظرف مدت کوتاهی توانست به مدیریت عاملی شرکت مخابرات ایران برسد.


ردپا در سیاست خارجی دولت اکبر رفسنجانی


در سال ۱۳۶۵، محمود واعظی راهی وزارت خارجه می‌شود تا ابتدا در مقام مشاور وزیر خارجه و پس از آن رئیس ستاد روابط اقتصادی خارجی این وزارت‌خانه فعالیت کند.


واعظی در سال ۱۳۶۸ در دولت‌ هاشمی رفسنجانی به معاونت‌ اروپا و آمریکای وزارت خارجه منصوب می‌شود و در اتفاقات مهم تاریخی با حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، حسین موسویان، سفیر ایران در آلمان، علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهوری وقت ایران همراه است.


در کتاب خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، او جا به جا از گزارش‌های سفرهایی می‌گوید که محمود واعظی به آلمان، روسیه و نیویورک انجام داده و گزارش آنها را برای رئیس‌جمهوری بازگو می‌کند.


گفت‌وگو با تروئیکا -سه کشور عضو اتحادیه اروپا- بر سر برنامه هسته‌ای ایران و همچنین سفر به آلمان و دیدار با هلموت کهل، صدراعظم وقت آلمان به عنوان نماینده و یژه رئیس‌جمهوری ایران از آن جمله‌اند.


با مرور این خاطرات می‌توان محمود واعظی را همچون حسن روحانی عضوی از تیم سیاست خارجی دولت اکبر رفسنجانی به ویژه در گفت‌وگوهای هسته‌ای به حساب آورد.


هرچند که رابطه روحانی و واعظی به آن دوره از همکاری‌ها محدود نماند، داستان تشکیل حزب اعتدال و توسعه نیز بخش دیگری از این همکاری و نزدیکی روابط است.


حسین موسویان، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی در یادداشتی که هفت سال قبل برای "المانیتور" نوشت، تشکیل و تاسیس حزب اعتدال و توسعه را روایت کرده است.


اینکه چگونه او روزی همراه با محمدباقر نوبخت، نماینده وقت مجلس شورای اسلامی و علی جنتی، فرزند احمد جنتی و معاون وقت وزیر ارشاد به دیدار اکبر هاشمی رفسنجانی رفتند که چند ماهی بود ریاست دولت را به محمد خاتمی سپرده بود، این جمع با هاشمی از نگرانی‌هایشان درباره "جناح گرایی" سخن گفتند و هاشمی رفسنجانی در آن دیدار به این سه نفر توصیه می‌کند تا با راه‌اندازی حزبی، نیروهای معتدل در دو جناح را گردهم جمع کنند و توصیه می‌کند که محوریت این تشکیلات با حسن روحانی باشد، توصیه و تصمیمی که در سال ۱۳۷۸ منجر به تاسیس حزب اعتدال و توسعه می‌شود.


این بار محمود واعظی در هسته اصلی و شورای مرکزی یک حزب سیاسی با حسن روحانی همنشین و همراه می‌شود.


کوچ از نیاوران به پاستور


پس از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، این جمع تقریبا همگی با هم به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع کوچ می‌کنند که حسن روحانی ریاست آن را برعهده داشت و موسویان، واعظی، نوبخت و دیگران معاونین بخش‌های مختلف مرکز می‌شوند.


با رسیدن حس روحانی به صندلی ریاست‌جمهوری از آن جمع اولیه شورای مرکزی و تشکیل دهندگان حزب اعتدال و توسعه شمار زیادی در دولت یازدهم به پست و مقام رسیدند.


برخی از آنها در میانه راه از همراهی با حسن روحانی در دولت دست کشیدند، به اختلاف خوردند یا فاصله‌اشان با رئیس دولت و هسته اصلی پیرامون او با محوریت واعظی-نوبخت فاصله ای بعید و دور شد.


اکبرترکان، وزیر دفاع دولت اکبر هاشمی یکی از آنهاست، او در دولت نخست حسن روحانی مشاور رئیس‌جمهوری بود و اگر کسالت جسمی و بیماری‌هایش نبود چه بسا پست‌های اجرایی مهمی نصیبش می‌شد، اما ترکان در دولت دوازدهم دیگر در آن موقعیت پیشین نیست.


او در بهمن‌ماه ۱۳۹۸ در گفت‌وگویی با تسنیم تصریح می‌کند که "وزرای دولت بعضا تحت تاثیر واعظی و نوبخت هستند" و معتقد است: "دولت بیشتر در گرایشات واعظی و نوبخت دیده می‌شود و به همین جهت کارآمدی این دولت دوازدهم معادل کارآمدی واعظی و نوبخت است."


دولت بیشتر در گرایشات واعظی و نوبخت دیده می‌شود و به همین جهت کارآمدی این دولت دوازدهم معادل کارآمدی واعظی و نوبخت است.

اکبر ترکان که به رک‌گویی و صراحت شهره است، ادامه می‌دهد:"امروز موثرترین افراد در اداره کشور آقای نوبخت و آقای واعظی هستند و این خود روحانی است که تمایل دارد نوبخت و واعظی اینگونه در دولت نقش‌آفرینی کنند."


فرمان رئیس دفتر، فرمان رئیس‌جمهوری است


با این حال محمود واعظی با تمام کسانی‌ که کنار آنها یا با آنها کار کرده، مذاکره پیش برده، حزب ساخته و پژوهش انجام داده تفاوت‌هایی دارد، او کمتر دوست داشته به چشم بیاید و نامش بر سر زبان‌ها باشد، یا اگر دوست داشته به چشم بیاید در این عرصه توفیقی نداشته است.


اظهارنظرهای واعظی درباره طیف گسترده‌ای از موضوعات مختلف، از سیاست خارجی تا افت و خیز بورس و بازار نفت و سیاست داخلی بیشتر او را در مقام رئیس دولت تعریف می‌کند تا رئیس دفتر رئیس دولت، یا دست‌کم از او معاون اولی ترسیم می‌کند که دوست دارد سخنگوی دولت هم باشد.


محمود واعظی به تجربه می‌داند که برای پیشبرد امور در سازمان‌ها لازم است تا گستردگی نفوذ خود را تا بدنه گسترش دهد، برای همین است که مهره چینی‌های او تا بدنه و مدیران میانی دستگا‌ه‌ها ادامه می‌یابد.


آنها که مخاطب نامه‌ها و ابلاغیه‌های محمود واعظی به عنوان رئیس دفتر رئیس‌جمهوری هستند به خوبی دریافته‌اند که لحن این نامه‌ها با لحن نامه‌های پیشین که امضای محمد نهاوندیان پای آنها بود، تفاوتهایی بنیادین دارد.


مخاطبان این نامه‌های رئیس دفتر حالا درک می‌کنند که دیگر فرمان رئیس‌دفتر، فرمان رئیس‌جمهوری است.


در دولت دوازدهم برای روسای دستگاه‌ها راحت‌تر آن است که برای دسترسی به رئیس‌جمهوری، هماهنگی با حسن روحانی یا اگر جایی که نیاز به فرمان رئیس دولت دارند، به جای معاون اول، سراغ رئیس دفتر را بگیرند و نظر او را جلب کنند، تا آنجا که در دوره‌ای شایع شد واعظی گاه حتی برخی وزرا را برای رسیدن به رئیس‌جمهوری ناکام می‌گذارد.


از پرده برون آمد


در این سال‌ها بارها نقش رئیس دفتر رئیس‌جمهوری در تصمیم گیری‌ها یا واگذاری اختیارات رئیس‌جمهوری در برخی از امور به واعظی، به گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای بدل شده است. از اختیارات او برای تصمیم گیری درباره تعطیلی ادارات دولتی و مدارس در روزهای اوج آلودگی هوا تا خروج رضا رحمانی، وزیر برکنارشده صنعت، معدن و تجارت که روزگاری نامش در جمع شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه به چشم می‌خورد.


با این همه کمتر پیش آمده محمود واعظی زیر نور پروژکتورها و روی صحنه سیاست نقش‌آفرینی کند آنگونه که در ماجرای برکناری رضا رحمانی، وزیر معزول صمت و نامه‌نگاری‌های بعدی او و پاسخ دفتر واعظی، مجبور شد تا بازیگردانی در پشت صحنه را واگذارد و روی صحنه بیاید.


محمود واعظی توانایی جذب مخاطب عام را ندارد از جذابیت‌های سیاستمداران سخن‌وری که قادرند شورآفرینی کنند، بی‌بهره است. اما او بازیگر میدان سیاست میان اصحاب و ساخت قدرت است.


واعظی ترجیح می‌دهد صحنه‌گردانی کند و آنچه در سر داشته را از زبان دیگران بشنود، دوست دارد به تماشای اجرایی شدن تصمیم‌هایی بنشیند که خود در شکل گرفتن و تولد آن نقش داشته است.


عمر دولت دوازدهم از میانه گذشته است، خردادماه سال آینده انتخابات دور بعدی ریاست‌جمهوری برای تشکیل دولت سیزدهم برگزار خواهد شد و محمود واعظی اگر به نقش همیشگی صحنه‌گردانی و سیاست ورزی معمول خود وفادار بماند، باید هم اکنون او را در تلاش برای هموارسازی راه رسیدن گزینه مورد نظر حلقه سیاسی‌ای که عضو آن است، برای رئیس‌جمهوری بعدی تصور کنیم.

منبع: بی‌بی‌سی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon