علی افشاری - چین و تحولات در توسعه سلاح های بیولوژیک

علی افشاری- منازعه بر سر بحث تئوری توطئه در جریان فراگیری بیماری کووید19 در جهان، چگونگی توسعه سلاح‌های کشتار دست‌ جمعی بیولوژیک را مورد توجه افکار عمومی قرار داده است. در ادامه ضمن تاکید بر بی پایه‌گی تئوری توطئه در ظهور و گسترش ویروس مرگبار کرونا و تولید آن در آزمایشگاه به روند شروع و تحولات توسعه جنگ افزارهای زیستی در کشور چین پرداخته می شود.

البته خروج تصادفی و غیرعمدی ویروس کرونا از آزمایشگاه BSL-4 موسسه ویروس‌شناسی و یا مرکز کنترل و درمان بیماری های شهر ووهان که در نزدیکی بازار آبزیان این شهر به عنوان نقطه صفر انتقال بیماری کووید19 قرار دارد، محتمل است؛ بخصوص با توجه به ضعف رعایت پروتکل های امنیت زیستی (Biosafety) در آزمایشگاه های چین، اما احتمالش ضعیف است. همچنین موارد متعددی از فروش مخفیانه و غیرقانونی حیوانات نگه داشته در آزمایشگاه ها به بازار در چین بخصوص در ووهان رخ داده و حتی برخی از پژوهشگران چینی به این جرم محکوم شده اند.

اما مستقل از بحث های فوق پیش از آن لازم است ابتدا تعریفی از جنگ بیولوژیک داشت. در یک تعریف کلی "کومار" این جنگ افزار ویرانگر را چنین توصیف می کند: « میکروارگانیسم‌هایی (شامل باکتری‌ها، ویروس‌ها، آغازیان، و برخی قارچ‌ها) هستند که وارد بدن میزبان شده و با مستقر شدن آن را آلوده و در آنجا رشد می‌کنند و سبب یماری کشنده یا ناتوان سازی بدن می گردند».

این سلاح ها قدمت طولانی دارند و از زمان باستان تا کنون روند تکاملی یافته اند و ساده‌ترین اشکال آنها سموم و موادی برای آلوده سازی غذا و آب بوده است.

دولت چین در تاریخ معاصر، ابتدا قربانی جنگ افزارهای مدرن بیولوژیکی شد که واحد نظامی 737 ژاپن در اقدامی جنایت‌کارانه علیه این کشور استفاده کرد. 737 نام اختصاری واحد «دایرهٔ پیشگیری بیماری‌های اپیدمیک و تصفیهٔ آبِ ارتش کوانتونگ» ارتش امپراطوری ژاپن بود که مرتکب وحشتناک ترین جنایات جنگی این امپراطوری در خلال جنگ خانمانسوز جهانی دوم شد. این واحد محرمانه نظامی، در منطقه «پینگ‌فانگ» شهرِ هاربین (مرکزِ استانِ هیلونگ‌جیانگ فعلی) واقع شده بود که در آن هنگام، بزرگترین شهرِ دولت منتخب مانچوکوئو بود. 737 آزمایش‌های اجباری مرگباری بر روی انسان ها در جریان جنگ دوم چین و ژاپن (۱۹۴۵–۱۹۳۷) و در دورانِ جنگ جهانی دوم انجام داد..

پس از تهاجم سراسری به چین و تسلط ژاپنی‌ها بر این کشور، واحدهای جنگ‌افزاری شیمیایی و بیولوژیک مشابهی در شهرهای بزرگ چین تاسیس شده و همگی‌ آنها با عنوان «واحدهای پیشگیری بیماری‌های اپیدمیک و تهیه آب» شناخته می‌شدند. برخی واحدهای تفکیکی عبارت بودند از: واحد ۱۸۵۵ در پکن، واحد ۱۶۴۴ در نانجینگ، واحد ۸۶۰۴ در گوانگ‌ژو و بعدها واحد ۹۴۲۰ در سنگاپور. مجموعهٔ همهٔ این واحدها شبکهٔ گسترده ای را تشکیل می‌داد. در اوج دوران فعالیت‌شان در سال ۱۹۳۹ میلادی، بیش از ۱۰٬۰۰۰ نیروی انسانی در آنها به فعالیت اشتغال داشتند.

این واحد مخوف با استفاده از میکروب‌های طاعون، وبا، آبله مرغان و بوتولیسم، «بمب‌های برگ‌ریزان باسیلی» و «بمب‌های حاوی کَک» تولید کرد که برای گسترش «طاعون خیارکی» در شهرهای چین بکار برده شد. بمب های یادشده که محفظه سرامیکی داشتند ویروس های سیاه‌زخم، وبا، حصبه، اسهال خونی و کک‌های ناقل طاعون و سایر بیماری‌های مهلک را، بر روی محصولات کشاورزی، چاه‌ها، مخازن آب و سایر مناطق در نقاطی از چین بخصوص شهر چانگدی پخش کردند و در نتیجه بین 200 تا 580هزار نفر از اتباع چینی جان باختند. البته نزدیک به 1700 نفر از نیروهای ژاپنی نیز در حین انتقال و انفجار این جنگ افزارهای کشتار‌جمعی و نفرت برانگیز کشته شدند تا معلوم شود استفاده از آنها تا چه حد برای نیروی خودی پر‌خطر هست.

پس از پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل حکومت کمونیستی چین، این دولت بر اساس تجربه تلخ حمله بیولوژیکی ژاپن تشخیص داد که بر اساس اهداف دفاعی باید واحد بیولوژی نظامی تاسیس کند. در سال 1951 زو انالی نخست وزیر وقت چین دستور داد تا آکادمی علوم نظامی پزشکی تاسیس شود و طرح و تدابیر لازم برای دفاع در برابر حمله بیولوژیکی را تدوین کند.

این آکادمی عملا تبدیل به مرکزی برای ساخت و توسعه سلاح های بیولوژیکی ویرانگر شد و چین تا نیمه دوم دهه شصت میلادی به زرادخانه پیشرفته ای از سلاح های پیشرفته زیستی دست یافت تا علاوه بر تقویت توان دفاعی، بازدارندگی در برابر سلاح های اتمی نیز ایجاد کند.

اما در سال 1982 میلادی بعد از اینکه اولین ناوگان جنگ افزار اتمی چین متولد شد، راهبرد بازدارنده ، دفاعی و تهاجمی چین به تدریج تغییر یافت و رویکردی مشابه نیکسون رئیس جمهور آمریکا اتخاذ کرد تا سلاح اتمی جایگزین سلاح بیولوژیکی در چارچوب راهبردی و بازدارندگی شود. چین در سال 1984 میلادی به کنوانسیون منع اشاعه سلاح های زیستی (15 سال بعد از شکل گیری آن با تلاش آمریکا) پیوست و آکادمی یادشده نیز با تغییر رویکرد به سمت اهداف غیر نظامی و تولید و توسعه واکسن و دارو در مواجهه با اپیدمی ها تغییر رویه داد. این روند از بعد از توسعه اقتصادی شتابان چین تقویت شد. تقریبا الان چین رویکرد مشابهی با آمریکا در زمینه فناوری های بیولوژیک دارد که تمرکز فعالیت ها در حوزه های "شناخت نحوه اثرگذاری ، تکثیر و مهار میکروارگانیسم ها" و "فرایندها و سازوکارهای زیستی " در مسیر توسعه قابلیت های پزشکی و بهداشتی است و اهداف غیرنظامی را دنبال می کند. البته در عین حال این دو کشور و دیگر قدرت های جهانی با سوء ظن به یکدیگر می نگرند. این مساله وبی اعتمادی گسترده باعث شده تا کماکان حفظ ناوگان سلاح های بیولوژیکی به عنوان سپر دفاعی در برابر جنگ بیولوژیک احتمالی مورد توجه باشد و در نتیجه تهدیدی برای صلح جهانی و سلامت مردم باشد. درعین حال باید توجه داشت که دولت آمریکا مدعی است که سلاح های بیولوژیکی را در سال 1969 میلادی نابود کرده است.

سوء ظن دولت چین باعث شد تا علی رغم شیوع بیماری مرموز کووید19 ، تقاضای کمک مرکز پیشگیری و درمان بیماری های آمریکا (سی دی سی) را نپذیرد و حتی دو متخصص آمریکائی عضو هیات اعزامی سازمان بهداشت جهانی را به شهر ووهان راه ندهد! دلیل این کار از سوی رسانه های مرتبط با حزب کمونیست چین نگرانی از ماموریت محتمل متخصصان آمریکایی از سوی ارتش آمریکا برای شناخت توان ویروس‌شناسی چین اعلام شده بود. این وضعیت مانع بزرگی در همکاری های موثر جهانی برای ریشه کن سازی اپیدمی ها است.

در کل این مطلب نشان داد که دولت چین در مقطعی از تاریخ معاصر اهتمام جدی به ایجاد ناوگان سلاح های بیولوژیکی داشته است؛ سپس با دستیابی به سلاح اتمی، ارزش بازدارندگی دفاعی و راهبردی سلاح های بیولوژیکی برای دولت چین از بین رفته است. از دهه 90 میلادی به این طرف دولت جین تلاش‌هایش به سمت گسترش قابلیت های ویروس‌شناسی و مبارزه با اپیدمی بوده است. اما هنوز اطمینانی وجود ندارد که برنامه نظامی بیولوژیکی به صورت کامل از تلاش های راهبردی و دفاعی چین کنار گذاشته شده باشد.

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon