آیا می‌توان «قره‌باغ» را که با عهدنامه گلستان از ایران جدا شد پس گرفت؟

فرامرز داور - دور جدیدی از نبرد نظامی بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر منطقه قره‌باغ در جریان است. این منطقه سال‌هاست که از سوی نیروهای ارمنی اشغال شده و در بخش‌هایی از آن، یک جمهوری خودمختار اعلام استقلال کرده است که البته هیچ‌یک از دو طرف دعوا آن را به رسمیت نشناخته‌اند.

از دید «سازمان ملل متحد»، قره‌باغ متعلق به جمهوری آذربایجان است و باید از سوی اشغال‌گران ارمنی تخلیه و به آذربایجان پس داده شود.


در جریان جنگ اخیر که جمهوری آذربایجان تلاش دارد قره‌باغ را از اشغال ارمنستان درآورد، دامنه درگیری‌ها به دهکده گران‌بوی یا گلستان سابق هم رسید که محل امضای عهدنامه گلستان بین ایران و روسیه بوده است.


در جریان عهدنامه گلستان که پس از جنگ‌های ایران و روسیه امضا شد، بخش‌هایی از منطقه قفقاز، از جمله قره‌باغ که امروز بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر آن جنگ است، از ایران جدا و ضمیمه روسیه تزاری شد.


در اواخر حکومت اتحاد جماهیر شوروی، قره‌باغ در اختیار جمهوری آذربایجان قرار گرفت و زمانی که شوروی فروپاشید و جمهوری آذربایجان و ارمنستان اعلام استقلال کردند، قره‌باغ در اختیار دولت باکو بود؛ هر چند با حمله نیروی‌های ارمنی به اشغال آن‌ها در آمد.


این روزها در شبکه‌های اجتماعی این سوال مطرح می‌شود که حالا و پس از اقدام جمهوری آذربایجان برای پس گرفتن حاکمیت خود بر قره‌باغ، آیا چنین حقی بیشتر از جمهوری آذربایجان برای ایران وجود ندارد که مالکیت سرزمین جداشده خود را مطالبه کند و خواهان پس گرفتن قره‌باغ شود که زیر فشار نظامی با عهدنامه گلستان به روسیه ملحق شد؟


افرادی در شبکه‌های اجتماعی مثال می‌آورند که چه‌طور فلسطین خواهان بازپس‌گیری زمین‌های اشغالی خود از اسرائیل است یا چه‌طور روسیه که شبه‌جزیره کریمه را در زمان اتحاد جماهیر شوروی به اوکراین داده بود، چند سال پیش به زور نظامی و برگزاری رفراندوم بازپس گرفت یا حتی خود ایران در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، حاکمیت خود را مجددا بر جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی اعمال کرد و آن‌ها را در اختیار گرفت؟ آیا برهمین مبنا نمی‌شود قره‌باغ را دوباره به ایران برگرداند؟


مسئله زمین‌های اشغالی فلسطین، جزایر سه‌گانه و حتی شبه‌جزیره کریمه به کلی موضوعاتی متفاوت از منطقه قره‌باغ است.


اسرائیل با نقض قطع‌نامه‌های شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اراضی فلسطین و بخش‌هایی از سوریه را به اشغال خود درآورده است. هم دولت فلسطینی و هم سوریه به طور مداوم به اشغال سرزمین‌شان توسط اسرائیل معترض‌اند و این اشغال را قبول ندارند و خواستار بازپس‌گیری سرزمین‌های خود از اشغال اسرائیل هستند.


شبه‌جزیره کریمه هم در دوره اتحاد جماهیر شوروی به جمهوری اوکراین واگذار شد. پس از فروپاشی شوروی این جمهوری به صورت خودمختار، اما وابسته به اوکراین اداره می‌شد تا این که با روی کار آمدن یک دولت مدرن لیبرال در اوکراین، روسیه ابتدا نیروهای نظامی خود را در این شبه جزیره به کار گرفت و سپس با برگزاری یک رفراندوم یا همه‌پرسی که شیوه و شرایط برگزاری آن با حضور پررنگ نظامیان بسیار پرابهام و غیرقابل تایید بود، این جمهوری را به فدراسیون روسیه ملحق کرد.


اوکراین، اتحادیه اروپا، و سایر مجامع جهانی این کشورگشایی روسیه را تایید نکردند و الحاق کریمه را به رسمیت نشناختند. به همین دلیل تحریم‌هایی از سوی اروپا و آمریکا علیه روسیه اعمال شده است.


بازپس‌گیری حاکمیت از جزایر سه‌گانه از سوی ایران هم پس از خروج بریتانیا از منطقه خلیج فارس بود. این جزایر در اثر ناتوانی دولت‌های ایران از اعمال حاکمیت بر آن‌ها آهسته آهسته از سوی اعراب خلیج فارس و انگلیس که قیمومت شیخ‌نشین‌ها را بر عهده داشت، به اشغال درآمده بودند، اما این اشغال به طور مرتب مورد اعتراض ایران بود تا این که در زمان موافقت اعطای استقلال به بحرین، ایران مجددا حاکمیت خود بر این نواحی را پس گرفت.


اما جدایی قره‌باغ از ایران و الحاق از سر ناچاری آن به روسیه در عهدنامه گلستان، پس از جنگ اول ایران و روس در آبان ۱۱۹۲ اتفاق افتاده است. عهدنامه گلستان در واقع قرارداد صلح ایران و روسیه پس از جنگ اول دو کشور بود. هر چند مقررات مدرن بین‌المللی هرگونه توافق زیر فشار را مردود می‌داند، اما این اصل درباره جدایی قفقاز و قره‌باغ از ایران قابل تسری نیست.


از زمان جدایی قره‌باغ از ایران، ۲۰۷ سال می‌گذرد. مناطق جداشده از ایران با عهدنامه گلستان، از جمله قره‌باغ، ابتدا به روسیه و سپس در زمان اتحاد جماهیر شوروی به جمهوری ارمنستان و سپس جمهوری آذربایجان رسید و پس از آن با استقلال جمهوری آذربایجان، بخشی از کشور مستقل تازه‌ اعلام‌موجودیت‌کرده بود و به فاصله کمی پس از آن از سوی نیروهای متکی به ارمنستان اشغال شد.


اوضاع و احوال چنان بنیادین تغییر پیدا کرده است که امکان بازپس‌گیری این مناطق وجود ندارد؛ چرا که ایران آن را به روسیه واگذار کرده بود، اما اینک به دلیل سلسله تغییراتی که در ۲۰۷ سال رخ داده‌اند، این مناطق تحت حاکمیت کشوری است که هیچ ارتباطی به اختلاف سه قرن پیش ایران و روسیه ندارد. وانگهی ایران در طول ۲۰۷ سال گذشته هرگز مدعی بازپس‌گیری این مناطق و اشغال آن از سوی روسیه نبوده است و بنابراین، حقی برای برای تصرف مجدد آن متصور نیست.


از این نظر مناطق جدا‌شده قفقاز از ایران ماهیت و سرشتی متفاوت با اراضی اشغالی فلسطین و مناطق اشغال‌شده سوریه و شبه‌جزیره اوکراین دارند و پرونده الحاق مجدد آن‌ها به ایران مختومه است.

منبع:ایران وایر

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon